گنجور

شمارهٔ ۱۴۸ - عمادالدین پیروزشاه وقتی به خانهٔ حکیم به عیادت آمده بود انوری در شکر آن گفته

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

ای خداوندی که بنای جهان یعنی خدای

گوهر پاک ترا اصل نکوکاری نهاد

آستان ساحت جاه ترا چون برکشید

عقل کل هم پای بر خاکش بدشواری نهاد

فتنه را خواب ضروری دیده از گیتی بدوخت

چون قضا در دیدهٔ بخت تو بیداری نهاد

دی حیات تو نهادستی مرا در تن چنانک

بالله ار در خاک هرگز ابر آذاری نهاد

عذر آن اقدام چون خواهم که خاکش را سپهر

سرمهٔ چشم خداوندی و جباری نهاد

شاد باش ای مصطفی سیرت که خلق شاملت

بی‌تکلف بر تکبر داغ بیزاری نهاد

از شرف در عرض من عرقی نهادستی چنانک

مصطفی در نسل بوایوب انصاری نهاد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام