گنجور

شمارهٔ ۱۴۳ - ایضا در تهنیت دارو خوردن مجدالدین

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

ای زمان فرع زندگانی تو

زندگانیت جاودانی باد

وی جهان شادمان به صحبت تو

همه عمرت به شادمانی باد

امر و نهی تو بر زمین و زمان

چون قضاهای آسمانی باد

بر در و بام حضرت عالیت

که بهشتش بنای ثانی باد

روز و شب خدمت قضا و قدر

پرده‌داری و پاسبانی باد

با فلک مرکب دوام ترا

هم رکابی و هم عنانی باد

خضر و اسکندری به دانش و داد

شربتت آب زندگانی باد

تو توانا و ناتوانی را

با مزاج تو ناتوانی باد

تا به پایان رسد زمانهٔ پیر

جاه و بخت ترا جوانی باد

هست فرمانت بر زمانه روان

دایمش همچنین روانی باد

ملک و اقبال و دولت و شرفت

این جهانی و آن جهانی باد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام