گنجور

شمارهٔ ۱۴۰ - صاحب ناصرالدین دارو خورده بود او را تهنیت گفته

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

ای ملک پادشه شده ثابت‌قدم به تو

بر امر و نهی تو قدمش را ثبات باد

در ذمت ملوک جهان دین طاعتت

واجب‌تر از ادای صیام و صلات باد

واندر زمین مملکت از حرص خدمتت

مردم گیاه رسته به جای نبات باد

نعال بارگاه ترا گرد دستگاه

بر جای نعل و میخ هلال و بنات باد

در استخوان هرکه ز مهر تو مغز نیست

از پای مال خاک رمیم و رفات باد

بس بر جگر چو جان به لب آید ز تشنگیش

آب ار رود ز نایژهٔ حادثات باد

از آبهای دشمن تو اشک روشنست

رخسارهٔ چو نیلش ازو چون فرات باد

هر باد عارضه که به عرضت گذر کند

با نامهٔ شفا و نسیم نجات باد

ای پادشا سکندر ثانی و خضر تو

این شربت مبارکت آب حیات باد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام