گنجور

شمارهٔ ۱۰۲ - مناظرهٔ بوتهٔ کدو با درخت چنار

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

نشنیده‌ای که زیر چناری کدو بنی

برجست و بر دوید برو بر به روز بیست

پرسید از چنار که تو چند روزه‌ای

گفتا چنار عمر من افزون‌تر از دویست

گفتا به بیست روز من از تو فزون شدم

این کاهلی بگوی که آخر ز بهر چیست

گفتا چنار نیست مرا با تو هیچ جنگ

کاکنون نه روز جنگ و نه هنگام داوریست

فردا که بر من و تو زد باد مهرگان

آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مسعود ب نوشته:

در بیت آخر، “زد” غلط املائی است. درست آن “وزد” است.

♥ فاطــــــ❀ــــه♥ نوشته:

چه شعر خوبی
همه ی شعره ؟

بیبسواد نوشته:

این مناظره را به زندانی یمکان نیز منسوب کرده اند.
به ناصر خسرو قبادیانی .

محدث نوشته:

ناصرخسرو قبل از انوری می زیسته است. البته شاید ززمانی که انوری نوجوان بوده ناصرخسرو را درک کرده باشد. ولی به سبب وجود این شعر در نسخ قدیمی دیوان ناصر، به وب انسب است. من علاوه بر دیوان ناصر و انوری، در جای دیگر به گمانم در مقالات شمس هم این قطعه را دیده ام.
گنجور سایت کم نظیری است ولی از حیث علامت گذاری وضعش خیلی افتضاح است بدتر از حال افتضاح این چند روزه ی من و این سردرد لعنتی همیشه حاضر. شاید بهتر بود علامت گذاری شعر، حداقل به این صورت می شد:

نشنیده‌ای که زیر چناری کدو بنی
برجست و بر دوید برو بر به روز بیست؟
[اینجا برای “بر”شناسی جای پروفسور گوهری-شمس الحق خالی است. یادت به خیر]

پرسید از چنار که: «تو چند روزه‌ای؟»
گفتا چنار: «عمر من افزون‌تر از دویست»

گفتا: «به بیست روز من از تو فزون شدم
این کاهلی بگوی که آخر ز بهر چیست؟»

گفتا چنار: «نیست مرا با تو هیچ جنگ
کاکنون نه روز جنگ و نه هنگام داوریست

فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان
آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست؟»

محدث نوشته:

http://ganjoor.net/naserkhosro/divann/ghaside-naser/sh47/
قطعۀ ناصرخسرو یه به قول بیسوادمان زندانی یمگان.

بهمن نوشته:

این شعرو رو رو سنگ قبر زنی که به دست همسرش کشته شده بود خوندم…

zaer007 نوشته:

من از روییدن خارِ سرِ دیوار دانستم
که ناکس کس نمیگردد از این بالانشینیها.

کانال رسمی گنجور در تلگرام