گنجور

مقطعات

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع گشته ایمن چو آسان ز گزند مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «د» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | ج | ح | خ | د | ر | ز | س | ش | ع | ف | ق | ک | گ | ل | م | ن | ه | و | ی

ا

شماره ۱ - در تعریف علم و شان آن: بود از نور معرفت بینا

شماره ۲: مصطفی را به نور لوشینا

شماره ۳ - موعظه در رفع امل: حال مزاج خویش بگفتم کماجرا

شماره ۴ - فی‌الحکمة: سلیما ابلها لابلکه مرحوما و مسکینا

شماره ۵ - حکیم به دنبال ناصرالدین به منصوریه رفت او رابه بزم‌گاه راه ندادند این قطعه را سروده بار خواست: وی عقل تو پیر و بخت برنا

شماره ۶ - در موعظه: همچو سعی خویش بد بیند جزا

شماره ۷ - در التماس شراب: فلک را نیست با قدر تو بالا

شماره ۸: کمند قهر هر قاهر ز قهرت مقتصر بادا

شماره ۹ - در تهدید: دور از مجلس تو مرگ فجا

شماره ۱۰ - در معذرت صاحب: وی بر خطا گزیده طریق صواب را

شماره ۱۱ - عزل خواجه شهاب را خواهد: معزول کن شهابک منحوس دزد را

شماره ۱۲ - وقتی انوری را درد پایی عارض گشته و ناصرالدین طاهر به عیادت وی رفته در شکر آن و عذرخواهی این قطعه گفته است: کرده بردار اختر بد را

شماره ۱۳ - در شکایت زمانه: شهان عالم‌آرای و جوانمردان برمک را

شماره ۱۴ - در مذمت فرمان‌برداری از زن: چرا زیردستی کند هیچ زن را

شماره ۱۵ - صاحب را به داشتن دو فرزند به نام محمود و مسعود تهنیت گوید: شکر آن نعمت به واجب کرد اله‌العالمین را

شماره ۱۶ - در هزل گوید: خنک آنکس که زن خوب بمیرد او را

شماره ۱۷ - در مدح ملک‌الوزرا بدرالدین طوطی بک‌بن مسعودبن علی: بلبل شکر به عیوق کشد زمزمه را

شماره ۱۸ - در هجا گوید: به فلک برکشید دونی را

ب

شماره ۱۹ - در شکایت گوید: هلاک جان و دل خود بر آن نبود شراب

شماره ۲۰ - شراب خواهد: تنی دو دوش به سیکی و نقل و رود و شراب

شماره ۲۱ - ایضا درخواست شراب کند: توانی ار بچکانی همی از آتش آب

شماره ۲۲ - فی‌الهجا: چون ندادی از آن شدم در تاب

شماره ۲۳ - در طلب شراب گوید: از کف تو چو از شراب طرب

شماره ۲۴ - ایضا شراب خواهد: من از حرارت عشق و وی از حرارت تب

شماره ۲۵ - مطایبه: در وی نهند ده کدوی تر نه بس عجب

شماره ۲۶ - در شکایت زمان و حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانی: مدتی گرگان شبان بودند و دزدان محتسب

شماره ۲۷ - در قناعت و صبر گوید: از فضلهٔ زنبور برو دوخته‌ام جیب

شماره ۲۸ - در شکر و قناعت گوید: درین مقام فسوس و درین سرای فریب

شماره ۲۹ - در مطایبه گوید: چنانکه گشت هوای نیاز ازو محجوب

ت

شماره ۳۰ - در تعریف کتاب مقامات قاضی حمیدالدین: از مقامات حمیدالدین شد اکنون ترهات

شماره ۳۱ - صاحب ناصرالدین را مدح گوید: پای محکم کرد ملک و سر فراخت

شماره ۳۲ - در مدح مجدالدین ابوطالب نعمه: گره کیسهٔ عناصر سخت

شماره ۳۳ - در شرح اشتیاق گوید: هفت چرخ و چهار طبع انگیخت

شماره ۳۴ - در هجو صفی محمد تاریخی: به خانه باش و میا تا گهی که خوانندت

شماره ۳۵ - در شکایت دنیا: کس نمی‌داند که در آفاق انسانی کجاست

شماره ۳۶ - در شکایت گوید و توقع تلطف کند: یک روی بر ثنا و دگر روی بر دعاست

شماره ۳۷ - در مدح گوید: بی‌خدمت دوات تو بسته کمر نخاست

شماره ۳۸ - در مدح موئتمن سرخسی: همچو قدر و همتش بی‌منتهاست

شماره ۳۹ - در محمدت صاحب ناصرالدین: به یکبار از پی سلطان کند راست

شماره ۴۰ - فی‌الحکمة: گفت کین والی شهر ما گدایی بی‌حیاست

شماره ۴۱ - در مدح مجدالدین ابوطالب نعمه: پادشاه آل یاسین مجد دین بوطالبست

شماره ۴۲: عالم السر و الخفیاتست

شماره ۴۳ - شراب خواهد: خاک پایت مرا به سر تاجست

شماره ۴۴ - در هجا گوید: ژاژ چون تذکیر قاضی ناصحست

شماره ۴۵ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی و شکر نعمت او: که همه دین و دانش و دادست

شماره ۴۶ - بیگاه به حضرت رفت در عذر آن گوید: که آزادی ز مادر با تو زادست

شماره ۴۷ - در طلب جو این قطعه فرموده: لقبت صد کمال نو دادست

شماره ۴۸: تیر تقدیر را روان کردست

شماره ۴۹ - شراب خواهد: مگر چون ده منی سیکیش بردست

شماره ۵۰ - در شکایت دوری از بزم مخدوم: هفت آسمان چو مهره به دست مشعبدست

شماره ۵۱ - در آرزومندی: با گریبان شب گره کردست

شماره ۵۲: چرخ با آنچه اندرو خردست

شماره ۵۳ - قطعهٔ زیر را به خواجه اسحاق پدر خواندهٔ خود فرستاده: ز فرزندان صدق خود شمردست

شماره ۵۴ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانی: کز بوالحسنم راتبه هر روز سه مردست

شماره ۵۵ - مطایبه: دیدمش کو ز امت آزردست

شماره ۵۶ - از الب ارغون فرش و اسب و زین و خیمه خواسته: فلک را به جاهت نیاز آمدست

شماره ۵۷ - اظهار اشتیاق کند: آسمان را رکوع فرمودست

شماره ۵۸ - حساد او را به تهمتی منسوب کردند قسمیات در نفی تهمت و ذم شاعری و استغفار گوید: مسافران فلک را قدم بفرسودست

شماره ۵۹: که نه معشوقهٔ وفادارست

شماره ۶۰ - مطایبه در موفق سبعی: که مردمی کن و بخشیده بی‌جگر بفرست

شماره ۶۱: هفت پیکش همیشه در سفرست

شماره ۶۲: به عنایت به سوی من نظرست

شماره ۶۳ - در مدح سلطان اعظم سنجر: خواب نه بل حالتی کان از عجایب برترست

شماره ۶۴ - در مدح اقضی‌القضاة قاضی حمیدالدین: آنکه بر عالم نفاذ او قضای دیگرست

شماره ۶۵ - مطایبه: از چه معنی از آنکه محرورست

شماره ۶۶: که ز آمد شد خدمت عصبم رنجورست

شماره ۶۷ - در شکایت و طلب احسان از مخدوم: ابر در جنب کفت باطل و دریا زورست

شماره ۶۸ - در هجا: واندرور چیزها نه یک چیزست

شماره ۶۹ - در مرثیه: شدی و رفت بهین حاصل جهان از دست

شماره ۷۰ - در نصیحت: اعتمادت بدان نباشد سست

شماره ۷۱ - لغزیست که در طلب خربزه گفته: هرچه رست از سحاب جود تو رست

شماره ۷۲ - شراب خواهد: در کف چون سحاب تو بستست

شماره ۷۳: دست می‌زد گفت چه دستور و دست

شماره ۷۴: کس دیگر کسست همچو خسست

شماره ۷۵ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانی: وعده از رغبت تو مایوسست

شماره ۷۶ - لطیفه: کمتر جنیبت ابلق ایام سرکشست

شماره ۷۷ - در حضرت مخدوم بار خواهد: آسمان با علو قدر تو پست

شماره ۷۸: چون بر آتش بود قدم پیوست

شماره ۷۹ - مطایبه: کای بنده سپهر آبنوست

شماره ۸۰ - طلب امداد مهم خود کند: قدرت از چرخ هفتمین بیشست

شماره ۸۱ - در مدح منصور عامر: از جمال و جلال اشرافست

شماره ۸۲ - ستایش بزم مخدوم کند: یا شکل بهشت جاودانست

شماره ۸۳: پایهٔ اولین احسانست

شماره ۸۴ - در قناعت و آزادگی: تا یک شبه در وثاق تو نانست

شماره ۸۵ - در مدح سعدالدین و کیفیت سقطه و حسب حال خود: کاثار سعادتت نهانست

شماره ۸۶ - در مدح صاحب جمال‌الدین محمد و شکایت از روزگار: جمال حضرت و صدر و وزیر سلطانست

شماره ۸۷: بهشت چیست نشانی ز بود انسانست

شماره ۸۸ - حکیم در اواخر عمر از ملازمت دربار سلاطین احتراز می‌نموده، وقتی سلطان غور او را طلبید این قطعه را بدو فرستاد: جای آرام و خورد و خواب منست

شماره ۸۹ - ناصرالدین طاهر را درد دندان عارض گشته انوری این قطعه هنگام عیادت او گفته و در هر بیت‌التزام لفظ دندان نموده است: درد دندانت هیچ بهتر هست

شماره ۹۰ - امیر یوسف نام و عدهٔ عطایی کرده و وفا ننموده بود در تهدید او گفته است: وقت می‌بین چگونه کوتاهست

شماره ۹۱ - در ندامت و شکایت: کز کل خواجگان جهان بوالحسن بهست

شماره ۹۲ - در مطایبه: نیستی و محنت و ادبیر هست

شماره ۹۳ - در موعظه و شکایت دهر: تو چه دانی که ز غبن تو دلم چون خستست

شماره ۹۴ - لطیفه: که کسش در جهان ندارد دوست

شماره ۹۵ - در طلب شراب و گوشت و مزه به طریق لغز گفته: دارم طمع که علت با من ز دست کوست

شماره ۹۶ - سکنجبین از کسی به طرز لغز خواسته: زان کز قوام و نفع چو لفظ بدیع اوست

شماره ۹۷ - در قناعت: به رسولی که چو ایزد بگذشتی همه اوست

شماره ۹۸ - در مدح موئیدالدین مودودشاه: دور سپهر بندهٔ درگاه جاه اوست

شماره ۹۹: بگذاشتم که مرد سفیهست و عقربی است

شماره ۱۰۰: از آن زمان که بدانسته‌ام که مردم چیست

شماره ۱۰۱: که مرا از کرم تو سبب حرمان چیست

شماره ۱۰۲ - مناظرهٔ بوتهٔ کدو با درخت چنار: برجست و بر دوید برو بر به روز بیست

شماره ۱۰۳ - در مطایبه: گرچه در هر فنیت چالاکیست

شماره ۱۰۴ - در مذمت اصحاب دیوان: صاحبا این چه عجز و مایوسیست

شماره ۱۰۵ - در فضیلت عقل و شرف انسان به خرد: بهرین پایه مرد رد تقویست

شماره ۱۰۶ - در شکایت زمانه و مفاخرت خود: نه ز ابناء عصر برتری ایست

شماره ۱۰۷ - از یکی اکابر رنجیده بود حسب حال خود و نکوهش او گوید: که مردمی نه همین هیکل هیولا نیست

شماره ۱۰۸ - این قطعه را فتوحی گفت و به انوری بست و مردم بلخ بر حکیم متغیر شدند سوگندنامه در نفی آن گفت: که وسطشان به مسافت کم صد در صد نیست

شماره ۱۰۹ - در طلب شراب: چون رای روشن تو بلند آفتاب نیست

شماره ۱۱۰: که در اکسیر و در صناعت نیست

شماره ۱۱۱ - در مذمت سواری: که مرا از پیادگی گله نیست

شماره ۱۱۲: کو به نوعی از جهان فرسوده نیست

شماره ۱۱۳ - در مذمت زن خواستن: خلق را رنج و شادمانی نیست

شماره ۱۱۴ - در مدح بهاء الدین علی: دمی دریا و کان را خوشدلی نیست

شماره ۱۱۵ - در طلب شراب: گام حکم الا به کامت برنداشت

شماره ۱۱۶ - مطایبه: رید بایدش و کارها بگذاشت

شماره ۱۱۷ - در مرثیهٔ مودودشاه و بی‌وفایی جهان: به ما نمود مزاج و به ما نمود سرشت

شماره ۱۱۸: اعداد آن به رمز بخواهم همی نوشت

شماره ۱۱۹ - در بی ثباتی جهان: که روزگار درو جز قضای بد ننوشت

شماره ۱۲۰ - در تاریخ فوت سلطان سنجر: خسرو روی زمین سنجر ز عالم درگذشت

شماره ۱۲۱ - در اشتیاق: روی هر بوستان منقش گشت

شماره ۱۲۲ - مدح زین‌الدین عبدالله را گوید و حضور میزبان را خواهد: دست دوران آسمان نسرشت

شماره ۱۲۳ - فی‌الحکمة والنصیحة: سال و مه کردی به سوی دشت گشت

شماره ۱۲۴ - در مذمت کسی: رسید نامهٔ تو همچو روضه‌ای ز بهشت

شماره ۱۲۵ - در مدح: ای کفت باغ امل را بهترین اردیبهشت

شماره ۱۲۶: گرچه طبعم به شعر موی شکافت

شماره ۱۲۷ - در شکر: گوهر مدحت تو خواهم سفت

شماره ۱۲۸ - در عذر مستی: جز به الماس عقل نتوان سفت

شماره ۱۲۹ - مطایبه در عذر مستی: رفت و نگفت رفتم و این ناصواب رفت

شماره ۱۳۰ - ایضاله: گر زمین عطف دامن تو برفت

شماره ۱۳۱ - صفی‌الدین موفق هیزمی به انوری وعده کرد و حکیم غلام خود را به طلب آن فرستاد چون به وعده وفا نکرد این قطعه در هجو او گفت: بگویش کانوری خدمت همی گفت

شماره ۱۳۲ - در هجو خواجه صلاح نامی: گفت چه گفتم آن دو خلقانت

شماره ۱۳۳ - در قناعت و شکایت از روزگار: یا نگیرد بسته مرگم چون مگس را عنکبوت

شماره ۱۳۴: کز اهل سموات به گوشت برسد صوت

شماره ۱۳۵ - در مدح قاضی حمیدالدین: چون به وترای وتر در معنی قنوت

ج

شماره ۱۳۶ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهر: هست پیوسته چو میزان فلک حادثه‌سنج

ح

شماره ۱۳۷: کزو نگشت مرا تازه یک صبوح فتوح

شماره ۱۳۸ - در شکایت: به امید صلت بر ممدوح

خ

شماره ۱۳۹ - از کسی یخ خواهد: از ره جنبش فلک در گردنش افکند فخ

د

شماره ۱۴۰ - صاحب ناصرالدین دارو خورده بود او را تهنیت گفته: بر امر و نهی تو قدمش را ثبات باد

شماره ۱۴۱ - مخدوم حکیم را در سرای خاص جای داد در شکر آن گوید: دایم از اقبال چون دارالقرار آباد باد

شماره ۱۴۲ - در تهنیت دارو خوردن مجدالدین: دست جود تو ابر و باران باد

شماره ۱۴۳ - ایضا در تهنیت دارو خوردن مجدالدین: زندگانیت جاودانی باد

شماره ۱۴۴ - در مدح ملک نصرةالدین: نشاط باده کن ای خسرو خراسان شاد

شماره ۱۴۵ - در هجا: تکیه بر اجزای روز و شب نهاد

شماره ۱۴۶ - در ذم طمع: وجود در جهان نامنتفع باد

شماره ۱۴۷: راحت از راح قسم روحت باد

شماره ۱۴۸ - عمادالدین پیروزشاه وقتی به خانهٔ حکیم به عیادت آمده بود انوری در شکر آن گفته: گوهر پاک ترا اصل نکوکاری نهاد

شماره ۱۴۹ - در جواب مکتوب عمادالدین پیروزشاه: قیام کرد و ببوسید و بر دو دیده نهاد

شماره ۱۵۰: جنیبت بدو شاه سنجر فرستد

شماره ۱۵۱: نیابد هیچ مظلوم از فلک داد

شماره ۱۵۲ - در عذر: نیاز تا به ابد در نعیم و ناز افتد

شماره ۱۵۳ - در مفارقت دوستی: روز روشن همی پدید آرد

شماره ۱۵۴ - در مذمت خزانه‌دار سلطان گفته و چون با هر گنجی ماریست تعبیر از خزانه‌دار به حیه کرده است: از هرچه نه خاص تو شود بانگ برارد

شماره ۱۵۵ - در مدح ترکان خاتون: هرکه در بندگی بجای آرد

شماره ۱۵۶: چو بخت آتش فتح و سپند می‌آرد

شماره ۱۵۷ - شراب خواهد: انوری در جهان ترا دارد

شماره ۱۵۸ - در عذر تقصیر خدمت: مگر لطفت مرا معذور دارد

شماره ۱۵۹ - در مدح نظام‌الملک بدرالدولة والدین خاصبک طوطی‌بن مسعود: بلی سر بر فلک یازد چو بیخ اندر سمک دارد

شماره ۱۶۰ - در شکایت دهر: که همی بوی عدل نتوان برد

شماره ۱۶۱ - سید مجدالدین بوطالب نعمه را گوید: هر که نیاید کلهش از دو برد

شماره ۱۶۲ - کتاب و کلاهی نزد بزرگی داشت در تقاضای آن گوید: آنکه گیتی به چشمشس آمد خرد

شماره ۱۶۳ - خواجه شمس انوری را پوستینی وعده کرده و در فرستادن آن تاخیر نموده بود این قطعه در تهدید وی گفته: چند از این دفع گرم و وعدهٔ سرد

شماره ۱۶۴ - در تجدید لقب موئیدالدین مودودشاه: نامها دادست پیش ازتر و خشک و گرم و سرد

شماره ۱۶۵ - در هجا: ملک‌الموت کار مردان کرد

شماره ۱۶۶: خازن در و لعل رخشان کرد

شماره ۱۶۷ - در وعظ: که زمانه وفا نخواهد کرد

شماره ۱۶۸ - در حق سنقر خاص گوید: منت آفتاب باطل کرد

شماره ۱۶۹: از دل خاک می‌دماند ورد

شماره ۱۷۰: اختر و مهر و مه مرکب کرد

شماره ۱۷۱: جان فدای مراکب شه کرد

شماره ۱۷۲ - در مدح پیروز شاه: درگهت را در پیروزی و بهروزی کرد

شماره ۱۷۳ - در نصیحت: آن قدر عمری که یابد مردم آزاد مرد

شماره ۱۷۴ - شبی در حال مستی از بامی درافتاد این قطعه را گفت: پاره‌ای از روز قیامت شمرد

شماره ۱۷۵ - در هجو: نیست پیدا گرچه کس پنهان نکرد

شماره ۱۷۶ - مطایبه: من و می تا جهان آرام گیرد

شماره ۱۷۷ - در صفت کسب کمال ومذمت ابناء عصر: شیوهٔ نقصان ز هیچ روی نورزد

شماره ۱۷۸ - در مدح ملک‌الشرق علاء الدین محمد امیر کوه: نه گردون براند نه دریا ستیزد

شماره ۱۷۹ - درشکایت دهر: جمله از یکدگر فرو ریزد

شماره ۱۸۰: همه اسباب عقل بر هم زد

شماره ۱۸۱ - طبیبی را ذم کند: از سر و ریش او همی ریزد

شماره ۱۸۲ - در حکمت و موعظه: نیست امکان آنکه باز رسد

شماره ۱۸۳ - در هجا: ازو بستان کزو بسیار باشد

شماره ۱۸۴: انعام نصیب غیر باشد

شماره ۱۸۵: دردل و دیده آتشم باشد

شماره ۱۸۶: هر آنکس که در نام نام تو باشد

شماره ۱۸۷ - در حبس مجدالدین ابوالحسن: طالع عالم نمی‌بینی که چون منحوس شد

شماره ۱۸۸: ز بهر کاه تا شب می‌خروشد

شماره ۱۸۹: که چرخ از عشق او پروین فروشد

شماره ۱۹۰ - در طلب احسان: جانم ز قهر و غصهٔ ایام رسته شد

شماره ۱۹۱ - در طلب کاغذ گوید: تا به جایی همتت برشد که فکرت بر نشد

شماره ۱۹۲ - در علو همت خود گوید: چون خسان عشق نبازم نه به سهو و نه بعمد

شماره ۱۹۳ - قاضی حمیدالدین از انوری سوئال کند: بدهد داد علم و بستاند

شماره ۱۹۴ - انوری در جواب قاضی گوید: که خرد مدح تو همی خواند

شماره ۱۹۵ - سلطان سنجر انوری را به مجلس خود خوانده بود در شکر آن گفته: پیش خود خواند و دست داد و نشاند

شماره ۱۹۶ - مدح شهاب‌الدین ابوالفتح کند و اجازهٔ دخول به مجلس او خواهد: هر شب ز فلک اهرمن رماند

شماره ۱۹۷ - در تقاضای راتبه: نیارد هیچ زحمت تا تواند

شماره ۱۹۸ - مدح قاضی حمیدالدین: رونق ماه و آفتاب نماند

شماره ۱۹۹: ز من نخواست کس آنرا و آن نهفته بماند

شماره ۲۰۰ - شکایت از دهر: کز آن فرازتر اندر ضمیر پایه نماند

شماره ۲۰۱ - مطایبه: این در معنی که خواهم گفت ایشان سفته‌اند

شماره ۲۰۲: آدمی شکر کرد نتواند

شماره ۲۰۳ - در التماس برات انعام گوید که خبر آن بدو رسید و برات نرسیده بود: چرخ و انجم سالها اجری و راتب خورده‌اند

شماره ۲۰۴ - در عارضهٔ خاتون عصمةالدین رضیةالملوک: عارضه رنجه داشت روزی چند

شماره ۲۰۵ - در هجای بخیلی گفته: که همه شهر اندر آن بندند

شماره ۲۰۶ - در تقصیر ملاقات یاران به یکدیگر گوید: همه سرگشته‌اند و رنجورند

شماره ۲۰۷ - شراب خواهد: عالمی شاد و خرم و مستند

شماره ۲۰۸ - لغز: وگر قدرت بود فرسنگکی چند

شماره ۲۰۹ - در مدیح: کز جهان کار این و آن دارند

شماره ۲۱۰: یک دو صفحه به پیش من برخواند

شماره ۲۱۱ - شراب خواهد: با حریفی کو رباب خوش زند

شماره ۲۱۲: اصل بشد فرع چه تن می‌زند

شماره ۲۱۳ - در وصل سرای مجدالدین ابوالحسن: گشته ایمن چو آسان ز گزند

شماره ۲۱۴: ناوک مجری قدر فکند

شماره ۲۱۵ - در تهنیت منصب گوید: آنرا عنایت ازلی تقویت کند

شماره ۲۱۶ - در مدح: عدم سایلان وجود کند

شماره ۲۱۷ - درخواست روشنایی کند: هر شبی تا روز وصف بی نوایی من کند

شماره ۲۱۸ - ممدوح برای حکیم خلعتی فرستاده در شکر آن گوید: آز مفلس را چو کان تا جاودان قارون کند

شماره ۲۱۹: صبر کار تو خوب و زود کند

شماره ۲۲۰ - شکایت از فلک و مدح صاحب: ماه را عاجز محاق کند

شماره ۲۲۱ - مخدوم به انوری جفتی موزه بخشید در شکر آن گوید: آب حیوان از وجود خویش بیزاری کند

شماره ۲۲۲ - در هجا: نه او که از شعرا کس ترا هجا نکند

شماره ۲۲۳ - در شکایت: با من این سیف نیک می‌نکند

شماره ۲۲۴ - در حبس مجدالذین ابوالحسن عمرانی: چون منت گر نیازمند کنند

شماره ۲۲۵ - طلب ادرار و راتبه از مخدوم برای یک نفر از شاگردان خود کند: نعل اسبت اختران در گوش نه گردون کنند

شماره ۲۲۶ - شراب خواهد: کان و دریا همیشه ناله کنند

شماره ۲۲۷ - ایضا طلب شراب کند: روی امید را چو لاله کنند

شماره ۲۲۸ - در هجا: که ندیمان حضرت شاهند

شماره ۲۲۹: ز نور رای تو دانم ستاره رای شوند

شماره ۲۳۰ - در تهدید و هجو قاضی هری: ز هجو روی سیاهی که نوبتی بیند

شماره ۲۳۱ - در نکوهش فلک: که ازو جز که فعل بد نجهد

شماره ۲۳۲: که کمال تو نور خور ندهد

شماره ۲۳۳ - در مذمت زنان: ماه را تیرگی زمیغ بود

شماره ۲۳۴ - در التماس موزه: به مثل گر سر خصم تو بر افلاک بود

شماره ۲۳۵ - در هجا: نجیب مشرف و عارض فرید لنگ بود

شماره ۲۳۶ - در نکوهش روزگار: بر ما دری ز نعمت گیتی گشاده بود

شماره ۲۳۷: چنان کن به سیلی که نیلی بود

شماره ۲۳۸ - اجازت خواهد: در کیسهٔ صبح و شام موجود

شماره ۲۳۹: به بر دیگران گران نبود

شماره ۲۴۰: خود کرده‌ام ندارد باکرد خویش سود

شماره ۲۴۱ - در وصف بنا و مدح میر عمید: اختر سعد و طالع مسعود

شماره ۲۴۲ - از کسی درخواست پنبه کند: سخای ترا چرخ یک روزه آید

شماره ۲۴۳ - برای درآمدن به خانهٔ اکفی الکفاة بار خواهد: جز نظیر خویش دیگر هرچت از خاطر برآید

شماره ۲۴۴ - شراب خواهد: چاکرش آفتاب می‌باید

شماره ۲۴۵ - حضور دوستی را خواهد: جایی که درو طرب افزاید

شماره ۲۴۶ - در تقاضای انعامی که حواله شد و نیافت فرماید: آنکه از مادر احرار چنو کم زاید

شماره ۲۴۷ - در قضا و قدر: به هرچه دست زند رنج دل بیفزاید

شماره ۲۴۸ - حکیم رنجور بود و دوستی او را عیادت نکرد در شکایت و طلب حضور او گوید: که ز بدعت جهان چه می‌زاید

شماره ۲۴۹ - اذن دخول به مجلس صاحب خواهد: از بسکه کف پای تو بر خاک در آید

شماره ۲۵۰ - مخدوم به حکیم جام شرابی بخشیده در شکر آن و طلب شراب گوید: گر سجودت برد فلک شاید

شماره ۲۵۱ - در هجو شخصی که به علی مهتاب مشهور بود: که ببندد بدان و بگشاید

شماره ۲۵۲ - شراب خواهد: همه کار صواب فرماید

شماره ۲۵۳: کین خوبی و ناخوبی هم دیر نپاید

شماره ۲۵۴ - در مرثیه: هرکس اثری همی نماید

شماره ۲۵۵ - در مفارقت: زظل گوهر چترت شود سیاه وسفید

شماره ۲۵۶: نه ز آسیب حادثات رسید

شماره ۲۵۷ - فی الاشتیاق: نیل شب برعزار روز کشید

شماره ۲۵۸ - در عذر: ای به رامش قوی تر از ناهید

شماره ۲۵۹ - در مذمت اهل سوق: کان مردک بازاری از آن زرق چه جوید

شماره ۲۶۰: که یک لحظه بی‌زاء زحمت زید

شماره ۲۶۱ - اسب پیری را مذمت کند: کام‌ور اعمار اسبان شیخ ابوعامر رسید

ر

شماره ۲۶۲: در معاش خویش بر قانون من کن یک مدار

شماره ۲۶۳ - قبا از بزرگی خواسته: حرفیست در لباس مرا با تو گوش دار

شماره ۲۶۴: از هر قدمی برویدت صد گلزار

شماره ۲۶۵ - مطایبه ملکشاه پدر سلطان سنجر با مرد اعرابی: به شرط آنکه نگیرند از این سخن آزار

شماره ۲۶۶ - در عذر تقصیر نرفتن پیش ممدوح: زو منت بی شمار می‌دار

شماره ۲۶۷: گر زی خسیس طبع گراید به اضطرار

شماره ۲۶۸ - از ممدوح التماس کفش به معما کرده است: وی مستعار جود تو آثار روزگار

شماره ۲۶۹: اسیر و خوار بماندیم در کف دو سوار

شماره ۲۷۰: دوش نزدیک من آمد آن پسر وقت سحر

شماره ۲۷۱: همه شرند اگرنه مایه شر

شماره ۲۷۲ - در مدح بدرالدین الغ جاندار بک اینانج بلکا سنقر: به کلی هست چون دریا و تو در

شماره ۲۷۳ - قاضی هری مبتلا به مرض جرب شده و حکیم به عیادت او رفته و او از خانه بیرون نیامده و این قطعه را درهجو او گفته است: نه مطول به از طویلهٔ در

شماره ۲۷۴ - مطایبه با باغبانی که ازو کدوی تر خواسته: انگشت نهاد پیش من بر سر

شماره ۲۷۵ - شکایت از روزگار: آخر کار هوشیاران شکر

شماره ۲۷۶ - نکتهٔ پسندیده: از هنر نیست بلکه هست خطر

شماره ۲۷۷ - در طلب شکر و عود: وی فلک در خدمتت چون نیشکر بسته کمر

شماره ۲۷۸ - در موعظه: خیره چرا باشد دیو و ستور

شماره ۲۷۹ - مطایبه: در دور قمر گو بنشین خون جگر خور

شماره ۲۸۰ - در اشتیاق: رنج رنجور و شادی مسرور

شماره ۲۸۱ - در مرثیه: کو روح محض بود نه جسم فناپذیر

شماره ۲۸۲: نظر لطفش از سیر برون آرد شیر

ز

شماره ۲۸۳ - مطایبه: زیرا که وقت رفتن رفتم نگفت نیز

شماره ۲۸۴: از مراعات شمس دین فیروز

شماره ۲۸۵: بگویم ار تو بگویی که آن چهار چه چیز

س

شماره ۲۸۶ - در هجا: گفتم به خوان خواجه نشینند چند کس

شماره ۲۸۷: نه از آن می که بود در خور پیمانه وطاس

شماره ۲۸۸: زین هردو یکی کار کن از هر چه کنی بس

شماره ۲۸۹ - در تقاضا: آسمان شحنه آفتاب عسس

شماره ۲۹۰ - در مدیح: آسمان ابلق است و روزگار آبنوس

شماره ۲۹۱: لب لعلت به بوس جز تو افسوس

شماره ۲۹۲ - در هجو صلاح صالحی: توانی گر کنی تصنیف و تدریس

شماره ۲۹۳ - در ذل سوئال: یات شدن در جحیم چون ابلیس

ش

شماره ۲۹۴ - در نصیحت نفس: راه حکمت رو قبول عامه‌گو هرگز مباش

شماره ۲۹۵: که از چراغ لیمان به من رسد تابش

شماره ۲۹۶ - درمرثیه: دست کرم بزرگوارش

شماره ۲۹۷ - مطایبه به محبوب کند: مانند کبوتران مرعش

شماره ۲۹۸: روید از سنگ خاره مرزنگوش

شماره ۲۹۹: نه به تدبیر عقل دوراندیش

شماره ۳۰۰: کلبهٔ قدرت الهی خویش

شماره ۳۰۱ - از نجیب‌الدین کاتب سیاهی خواهد: که هیچ رنج مبادش ز عالم بدکیش

شماره ۳۰۲ - امیر شجاعی شاعر در قدح انوری گفته: گرچه بر دیگری قضا باشد

شماره ۳۰۳ - حکیم در جواب شجاعی گوید: تیرت از ترکش برون ناید مگر از بیم خویش

شماره ۳۰۴ - در مذمت شعرا: قومی از حرص و بخل گندهٔ خویش

شماره ۳۰۵ - در عذر بدمستی خویش: وی جهان بی‌نوال تو درویش

شماره ۳۰۶: وی جهان پیش دست تو درویش

ع

شماره ۳۰۷ - در منع توزیع با جمال‌الدین مسعود گوید: وی به همت چو رای خویش رفیع

ف

شماره ۳۰۸ - در شکایت از ممدوح خویش حمیدالدین: سپید گشت به یک ره سپیدکاری برف

شماره ۳۰۹ - طلب وظیفه کند: مکان مردی و گنج لطائف

ق

شماره ۳۱۰ - در مذمت زنان: ای به حری و رادمری طاق

شماره ۳۱۱: از حلال کسب تا نان گدایی هیچ فرق

شماره ۳۱۲ - عزالدین نامی را ستایش کند: حارس ملک دودهٔ سلجوق

شماره ۳۱۳ - در مطایبه: چون بود حر و فاضل و مرزوق

شماره ۳۱۴ - تعریف شراب کند: که لون او کند از لون دور گل راوق

شماره ۳۱۵ - شراب خواهد: فریاد رس که خون رهی ریخت جاثلیق

ک

شماره ۳۱۶ - در هجو: همتی بود که آن می‌شد و او بر فتراک

شماره ۳۱۷ - در شکایت: ز بوی خلق تو خون می‌شود مشک

شماره ۳۱۸ - در تمثیل: دیده‌ام از چرخ دولاب و در آنم نیست شک

شماره ۳۱۹ - در شکر: نان جو می‌خورد و پیشش پاره‌ای بز موی و دوک

شماره ۳۲۰ - در تعریف عمارت و مدح صاحب: ساکنانت مقدسان چو ملک

گ

شماره ۳۲۱ - در وصف کوشک و سرای مجدالدین ابوالحسن عمرانی: ای بهار از تو رشک برده به رنگ

ل

شماره ۳۲۲ - قسم بر بی‌گناهی: نه کتابی و نه حرفی و نه قیلی و نه قال

شماره ۳۲۳ - در مطایبه: از خانه به بازار همی شد زنکی لال

شماره ۳۲۴ - سخن کمالی را ستاید: پای طبعش سپرده فرق کمال

شماره ۳۲۵ - در مطایبه: شاید ار ایمن نباشد از اجل

شماره ۳۲۶ - در بیان حال خود: فکرتی تیز و ذکایی رام و طبعی بی‌خلل

شماره ۳۲۷ - التماس انعام: حشمتت را ستارگان در خیل

م

شماره ۳۲۸: بود ناپسندیده و سخت خام

شماره ۳۲۹ - ستایش ملک‌الشعرا ارشدالدین: من چه شربتهای آب زندگانی خورده‌ام

شماره ۳۳۰ - الب ارغو یکی از ممدوحان حکیم را میل کشیدند در آن باب گفته است: در دیدهٔ تو معنی نیکو بدیده‌ام

شماره ۳۳۱ - از بزرگی درخواست کاغذ سپید کند: چون ابد بی‌منتها باد و چو دوران بر دوام

شماره ۳۳۲ - در نقدی که یکی از امرا در مرثیهٔ سیدابوطالب نعمه بدو کرده بود گوید: یتیم‌وار تفکر کنم برآشوبم

ن

شماره ۳۳۳ - قاضی حمیدالدین در مدح حکیم گفته و بدو فرستاده: وی هوای عشق و مهر تو مراد طبع من

شماره ۳۳۴ - انوری در جواب این قطعه گفته و او را ستوده است: نه دشوار گویم نه آسان فرستم

شماره ۳۳۵ - به شخصی تکلف فرماید: نبشته عرض کنم وان کلاه بفرستم

شماره ۳۳۶ - از دوستی سیم گرمابه خواهد: زیور دختری گسستستم

شماره ۳۳۷ - در تقاضا: وانگه به سوی صدر مجیری شتافتم

شماره ۳۳۸ - در عذر غیبت از مجلس مخدوم: هرچه گویی سزای آن هستم

شماره ۳۳۹ - فی‌الاشتیاق: بر درش سر بر آستان دیدم

شماره ۳۴۰: کریم ابن‌الکریمی تا به آدم

شماره ۳۴۱ - به مجلس صاحب بار خواهد: اگر کبک ضعیفم بازگردم

شماره ۳۴۲: یک موی سفید خود بدیدم

شماره ۳۴۳ - در اشتیاق دوستی و طلب مکاتبات ازو: که در دعا همه آن خواهم از خداوندم

شماره ۳۴۴ - در شکایت: خواجه در خدمت تو دستارم

شماره ۳۴۵ - در حسب حال و وارستگی خویش: بدین دو خویشتن از خلق بازپس دارم

شماره ۳۴۶ - در طلب صاحب: نه درخور تو ولیکن خرابه‌ای دارم

شماره ۳۴۷ - شکوه از روزگار: به بوی آنکه مگر به شود ز تو کارم

شماره ۳۴۸ - در مدح تاج الدین ابوالمعالی محمد المستوفی گوید و عرق نسترن خواهد: چرا چنین ز نسیم صبات بی‌خبرم

شماره ۳۴۹ - در بیان هنرهای خود و جهل ابناء عصر: ظن مبر کز نظم الفاظ و معانی قاصرم

شماره ۳۵۰ - در مطایبه: تا چنین در نظم و نثرش کرد نرم

شماره ۳۵۱ - کیسه‌ای به حکیم وعده کرده‌اند آن را با کاردی طلب می‌کند: که ز عشقت چگونه می‌سوزم

شماره ۳۵۲ - در شکایت: ز هرچه ترشی من بنده می‌بپرهیزم

شماره ۳۵۳ - نکتهٔ موزون: یا خطکی نویسم یا بیتکی تراشم

شماره ۳۵۴ - در شکر تشریف: که با نفاذ تو هست از قضا فراموشم

شماره ۳۵۵ - وله ایضا: قصه چگونه خوانم عقلست وازعم

شماره ۳۵۶: که جنگ و صلح برد ره به سوی شادی و غم

شماره ۳۵۷: چو شکر و صبر کنی در میان شادی و غم

شماره ۳۵۸: وز تیر آسمان بتازی چهار کم

شماره ۳۵۹ - در افلاس و رنجوری خود: که من امروز طالب مرگم

شماره ۳۶۰ - در عذر: چه کنم بی‌ثبات و بی‌هنگم

شماره ۳۶۱: دل از این من چگونه تنگ کنم

شماره ۳۶۲ - التماس کفش کند: روزها شد تا همی پنهان کنم

شماره ۳۶۳ - در حسب حال: در دهان زمانه نوش منم

شماره ۳۶۴ - در نصیحت: زانکه به سعی تو تن آسان شوم

شماره ۳۶۵ - در اشتیاق: جز به امرش نمی‌شود منظوم

شماره ۳۶۶ - در عزلت و قناعت و جواب سائلی که از حکیم قصهٔ شعر گفتنش پرسید گوید: گفتم از مدح و هجا دست بیفشاندم هم

شماره ۳۶۷: تا نمانی ز کار دل محروم

شماره ۳۶۸: نه چو ما بلکه قایم و قیوم

شماره ۳۶۹ - در ریاضت خاطر: خواهم که قصیده‌ای بیارایم

شماره ۳۷۰ - مذمت ممدوحی که وعدهٔ صله بدو داده و وفا نکرده: تا که از قومی که هم ایشان و هم ما تیشه‌ایم

شماره ۳۷۱ - در مدح: ما غلامان خاص و عام توایم

شماره ۳۷۲ - در اشتیاق: ترا تا عمر باشد من ستایم

شماره ۳۷۳ - از زبان پسران میرداد که یکی طوطی به یک ملقب به ناصرالدین و دیگر عضدالدین است گفته و آنها را ستایش کرده است: پس از سر تازیانه دادیم

شماره ۳۷۴ - در تمثیل: آن شده از بدو جهان مستقیم

شماره ۳۷۵ - معما: یاد کرد اندر کتاب این هر سه لقمان حکیم

شماره ۳۷۶ - شراب خواهد: روی آفاق همچو دست کلیم

شماره ۳۷۷ - لغز به اسم سلطان سنجر و بیان آنکه عدد نام سنجر با پیغمبران مرسل یکیست: قطعه‌ای بر تو بخوانم که عجب مانی از آن

شماره ۳۷۸ - در طلب عفو: مگیر از من اگر باشد بزرگ آن

شماره ۳۷۹ - مطایبه: بسنجد طاعتش ایزد به میزان

شماره ۳۸۰ - در اظهار نیک‌نفسی خود گفته است: نتوانم که نگویند مرا بد دگران

شماره ۳۸۱ - در غیبت پیروزشاه از بلخ و تهنیت قدوم او: مدتی آن خطه بود انگشت نومیدی گزان

شماره ۳۸۲ - در شکایت اهل زمان: روبه دیگرش بدید چنان

شماره ۳۸۳ - نصیحت: نرود جز برای خویش بدان

شماره ۳۸۴: باد تا هر سال گل آرد جهان

شماره ۳۸۵ - در مرثیه: آسمان هم در این هوس پویان

شماره ۳۸۶ - در قناعت: تقلید مکیان و قیاسات کوفیان

شماره ۳۸۷ - در طلب شراب: که به رنجم ز چرخ رویین تن

شماره ۳۸۸ - طلب پنبه و روغن کند: به روز و شب گهی خورشید و ماهم ثقبهٔ روزن

شماره ۳۸۹ - نکتهٔ موزون: دگر بر جان و دل محنت نهادن

شماره ۳۹۰ - در علو همت و کمال نفس خود: تیز دندان‌تر از این هر دو در این خاک کهن

شماره ۳۹۱ - پیراهن کتان سنبلی از فریدالدین کاتب خواهد: وی دیدهٔ بخشش از کفت روشن

شماره ۳۹۲ - در شکایت: بر این ساکن نیم یک لحظه ساکن

شماره ۳۹۳ - از بزرگی مسحی و رانین خواهد: جمال احمد و جود علی و نام حسین

شماره ۳۹۴ - در مدح: صدر دنیا امین دولت و دین

شماره ۳۹۵ - در مذمت دشمنان صاحب: مخالف تو کزو هست عیش تو شیرین

شماره ۳۹۶ - فی اقتراح الذهب: از شرف مهر فلک زیبد همی مهر نگین

شماره ۳۹۷ - زین‌الدین عبدالله از استر افتاده و حکیم به عیادت او نرفته بود این قطعه در عذر تقصیر خویش گفته: ملک را زینتی و دین را زین

شماره ۳۹۸ - در مذمت افلاک: کانچه بدهد به یسارت بستاند به یمین

شماره ۳۹۹ - در مدح سلطان ملکشاه ثانی: دیر زی ای ناصر جاه امیرالموئمنین

ه

شماره ۴۰۰ - در مدیح: باشد از سر بندگان آگاه

شماره ۴۰۱: بیش از این بود بارنامه و جاه

شماره ۴۰۲: رنج دل شاعر سلطان بکاه

شماره ۴۰۳ - در جواب مکتوب دوستی: روی حرفی که به نوک قلمت گشته سیاه

شماره ۴۰۴ - در قناعت و خویشتن‌داری: وز بد و نیک این جهان آگاه

شماره ۴۰۵ - مطایبه: این و آن در بهای روی چو ماه

شماره ۴۰۶ - در مذمت شاعری: بعد پنجاه اگر نبندد به

شماره ۴۰۷ - سلطان سنجر را گوید: باغ ملک از خنجرت پیراسته

شماره ۴۰۸ - در ذم فتوحی شاعر: فارغ چو همه خران نشسته

شماره ۴۰۹ - شراب خواسته: پنج قدح شش زمان بخورده و خفته

شماره ۴۱۰: زهی احسان تو دنیی گرفته

شماره ۴۱۱ - حضور دوستی خواهد: آسمان بارها ثنا گفته

شماره ۴۱۲ - شراب خواهد: گر بتوانی فرست پارهٔ باده

شماره ۴۱۳ - در طلب شراب: از روی مهتری سخنم را جواب ده

شماره ۴۱۴: غلاما خیز و آتش کن که هیزم داری افکنده

شماره ۴۱۵ - در مرثیهٔ مجدالدین ابوالحسن عمرانی: چرخ جز قحط کرم دیگر چه دارد فائده

شماره ۴۱۶ - در مدح پادشاه زمان: از ازل تا ابد پسندیده

شماره ۴۱۷ - در طلب هیزم: شربهای ملال نوشیده

شماره ۴۱۸: بلا نفع دنیا و لا آخره

شماره ۴۱۹ - طلب قبا از مخدوم کند: نیاز راز تو عید و سوئال را روزه

شماره ۴۲۰ - در حسب حال خویش گوید: ملامت فزاید شما را و تاسه

شماره ۴۲۱ - در طلب سرکه و آبکامه: داده چو قدر گشادنامه

شماره ۴۲۲ - در تهنیت تشریف: به نیک و بد ز بساط تو می‌برد نامه

شماره ۴۲۳ - معما در مدح رشیدالدین: که ای پیش نطق تو منطق فسانه

شماره ۴۲۴ - شراب خواهد: بحر کرم تو بی‌کرانه

شماره ۴۲۵ - لطیفه: به تو ای صاحب و صدر یگانه

شماره ۴۲۶ - از کریم‌الدین شراب خواهد: مونس ما کتاب و افزون نه

شماره ۴۲۷ - در نصیحت نفس خود: این یکی طفل و آن دگر دایه

شماره ۴۲۸ - از لالابک تقاضایی کند: چون معادن هزار سرمایه

و

شماره ۴۲۹ - شراب خواهد: جز تو کس را اطلاعی نیست بر اسرار او

شماره ۴۳۰ - در طلب حضور دوستی گوید: اگرچه نیست مجلس درخور تو

شماره ۴۳۱ - در مدح و تهنیت: بنده کرده یک جهان آزاد را انعام تو

شماره ۴۳۲ - شراب خواهد: در نیک و بد آستانهٔ تو

شماره ۴۳۳ - در طلب جو: آفتاب از تو در خجالت ضو

ی

شماره ۴۳۴ - قطعهٔ زیر از حکیم شجاعی است که به انوری نوشته است: احرار روزگار و افاضل ترا رهی

شماره ۴۳۵ - انوری در جواب شجاع‌الدین خالد بلخی گفته و عذر تقصیر خواسته است: هزار مرغ چو من صید دام و دانهٔ تو

شماره ۴۳۶ - ستایش سرای مجدالدین ابوالحسن عمرانی: تا ابد باد در اقبال به پای

شماره ۴۳۷ - بزرگی به خانهٔ انوری رفت در تهنیت قدوم او گوید: اثر خیر اثیر دین خدای

شماره ۴۳۸: خالیست تا تو سرو سعادت برسته‌ای

شماره ۴۳۹: به وقتی که اقبال دادت خدای

شماره ۴۴۰: که به هر سایه بود بر سرم سپاس همای

شماره ۴۴۱ - در قناعت: خرسندی حقیقت و پاکیزه توشه‌ای

شماره ۴۴۲: دریغا روی دارد در خرابی

شماره ۴۴۳ - غرض از این لغز ریواس است: چون عاج به زیر شعر عنابی

شماره ۴۴۴ - در هجو کسی گفته: لیک برخوانم آیتی ز نبی

شماره ۴۴۵: نه چون اسبست کارم رخ‌پرستی

شماره ۴۴۶ - در هجو قاضی ناصح: باصلاح صالحی شد آفتاب از واضحی

شماره ۴۴۷ - در وصف بزرگی و کرم صاحب ترمد: از شما پوشیده چون دارم عزیز شادخی

شماره ۴۴۸ - در مدح عصمةالدین: بجز ساکن ستر عصمت مبادی

شماره ۴۴۹ - در مدح امیر فخرالدین ابوالمفاخر آبی: که ز تقدیر ساختست جدی

شماره ۴۵۰: که از دیدنش دیده حیران شدی

شماره ۴۵۱ - در نصیحت و موعظه: ای خواجه وقت مستی و هشیاری

شماره ۴۵۲: از همه عیبها بریست بری

شماره ۴۵۳ - روزی بدمستی کرده بود در عذر آن گوید: چه سازم وز که خواهم یارب امروز اندرین یاری

شماره ۴۵۴ - فی‌الموعظة: که مردم هنری زین چهار نیست بری

شماره ۴۵۵ - در مدیح: تری ز آب و خشکی از آتش برون بری

شماره ۴۵۶ - در شکایت و تقاضای الطاف صاحب: با اوج آفتاب زند لاف برتری

شماره ۴۵۷ - در عذر قی کردن در مجلس شراب گفته: آدمی پس یا ملک یا دیو بودی یا پری

شماره ۴۵۸ - در تقاضا: گرم چیزی ندادستی بدین تقصیر معذوری

شماره ۴۵۹ - در مذمت کسی گفته: گرت یزدان زری دادست و زوری

شماره ۴۶۰ - حسب حال: خدای بر همه کامیش داد پیروزی

شماره ۴۶۱ - در مدح فیروزشاه: باز آمده در ضمان بهروزی

شماره ۴۶۲ - در هجا: نیک بنگر تا به کعبه جز به رنج تن رسی

شماره ۴۶۳: در جهان جز به انوری راضی

شماره ۴۶۴ - در تهنیت: چون قضای آسمان شد نافذ فی کل شیی

شماره ۴۶۵: پیشه کن گاه گاه نیکیکی

شماره ۴۶۶: گشته گردان چو انجم فلکی

شماره ۴۶۷ - شراب خواهد: هست با عرض لطف تو پیکی

شماره ۴۶۸ - در تقاضا: که تا با من کنند امشب عدیلی

شماره ۴۶۹ - در ناخن گرفتن صاحب: که بفزاید مرا جاهی و مالی

شماره ۴۷۰ - قسمت در توبه و انابه: که مرا بازگشت نیست به می

شماره ۴۷۱ - شکایت از زمانه: پیوسته با زمانه کجا در نبردمی

شماره ۴۷۲ - در هجو سیف‌الدین نامی گفته: که الحق به انصاف درخورد آنی

شماره ۴۷۳ - نصیحت: تو چرا داد خویش نستانی

شماره ۴۷۴ - معما: مه‌پرور سال‌بخش ثانی

شماره ۴۷۵ - در حسب حال: ای بی‌حاصل ز زندگانی

شماره ۴۷۶ - در موعظه: کاندر طلب راتب هر روز بمانی

شماره ۴۷۷ - این قطعه در شکایت از ملکشاه و نظام‌الملک گفت و متغیر شدند و فتوحی آنرا جواب گفت: این ز آصف بدل و آن ز سلیمان ثانی

شماره ۴۷۸ - فتوحی شاعر بفرمودهٔ شاه و وزیر جواب حکیم را گفت: گر به جانت بخرند اهل سخن ارزانی

شماره ۴۷۹ - در موعظه: اکنون باری که می‌توانی

شماره ۴۸۰: چنان باشد ایدون که آیم برانی

شماره ۴۸۱ - ایضا در هجا: که هجو او نکنم یا ز عجز و کم سخنی

شماره ۴۸۲ - در شکایت: چو چشم دارم بر من سلام چون نکنی

شماره ۴۸۳ - مطایبه: اینت نامردمی و اینت سگی

شماره ۴۸۴ - در شکایت: دست من بی‌عطا روا بینی

شماره ۴۸۵ - صاحب به حکیم اسبی وعده کرد در تقاضای آن این قطعه را گفته: گرفته نسبت اسرار حکمهای الهی

شماره ۴۸۶ - مدح سدید فقیهی: دلت سیر ناید ز چندین سفیهی

شماره ۴۸۷ - در ستایش سخن خود: چنانکه باز ندانم کنون زردف روی

شماره ۴۸۸ - در حکمت و موعظه: بشنو این معنی کزاین خوشتر حدیثی نشنوی

شماره ۴۸۹ - در قناعت و خویشتن‌داری: چرا بیشتر نزد ما می‌نیایی

شماره ۴۹۰ - در هجا: این چنین عاجز و زبون که تویی

شماره ۴۹۱ - نصیحت: بی‌وسیلت نتوانی که بدرها پویی