گنجور

غزل شمارهٔ ۹۵

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون کسی نیست که از عشق تو فریاد رسد

چه کنم صبر کنم گر ز تو بیداد رسد

گر وصال تو به ما می‌نرسد ما و خیال

آرزو گر به گدایان نرسد یاد رسد

چه رسیدست به لاله ز رخت جز حسرت

حسرت آنست که بر سوسن آزاد رسد

خاک درگاه ترا سرمهٔ خود خواهم کرد

آری از خاک درت این قدرم باد رسد

از تو هر روز غمی می‌طلبم از پی آنک

سیری دینه به امروز چه فریاد رسد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهرام ناهد نوشته:

در برنامه یک شاخه گل شماره ۳۴۳ ، “عشق” در مصراع اوت بیت اول ، “جور” خوانده شده. که به نظر بنده با مصراع دوم و کلمه :بیداد” تناسب بهتری دارد

کانال رسمی گنجور در تلگرام