گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

جان نقش رخ تو بر نگین دارد

دل داغ غم تو بر سرین دارد

تا دامن دل به دست عشق تست

صد گونه هنر در آستین دارد

چشم تو دلم ببرد و می‌بینم

کاکنون پی جان و قصد دین دارد

وافکنده کمان غمزه در بازو

تا باز چه فتنه در کمین دارد

گویی که سخن مگوی و دم درکش

انصاف بده که برگ این دارد

تا چند که پوستین به گازر ده

خرم دل آنکه پوستین دارد

در باغ جهان مرا چه می‌بینی

جز عشق تویی که در زمین دارد

در خشک و تر انوری به صد حیلت

در فرقت تو دلی حزین دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

برخی از زابه های کنشگر ( صفت فاعلی ) در پارسی مانند انگلیسی ساخته شده اند یعنی پسوند er دارند . برای نمونه همین گازر . دلیر و دبیر .
از این لغت گاز به معنی پارچه نخی را هم داریم که درست همان گاز و پارچه ای است که در پزشکی انگلیسی بکار می رود ولی با آمدن گاز پارچه ای به ایران برای برابر یابی لغت تنزیب را در آوردند که البته پذیرفتگی چندانی نیافت .

کانال رسمی گنجور در تلگرام