گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

عشق هر محنتی به روی آرد

مکن ای دل گرت نمی‌خارد

وز چه رویت همی شود غم عشق

روی سرکش که روی این دارد

دامن عافیت ز دست مده

تا به دست بلات نسپارد

گویی اندر کنار وصل شوم

تا شوی گر فراق بگذارد

وصل هم نازموده‌ای که به لطف

خون بریزد که موی نازارد

مردبینی که روز وصل چو شمع

در تو می‌خندد اشک می‌بارد

گیر کامروز وصل داغت کرد

هجر داغ فراق باز آرد

برگرفتم شمار عشق آن به

که ترا از شمار نشمارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام