گنجور

غزل شمارهٔ ۶۲

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

عشق تو بر هرکه عافیت به‌سر آرد

هر دو جهانش به زیر پای درآرد

عقل که در کوی روزگار نپاید

بر سر کوی تو عمرها به‌سر آرد

صبر که ساکن‌ترین عالم عشق است

زلف تو هر ساعتش به رقص درآرد

با توبه بیشئی صبر درنتوان بست

زانکه به یک روزه غم شکم ز بر آرد

بوی تو باد ار شبی برد به طوافی

جملهٔ عشاق را ز خاک برآرد

گفتم یارب چه عیشها کنمی من

گر ز وصال توام کسی خبر آرد

هجر ترا زین حدیث خنده برافتاد

گفت که آری چنین بود اگر آرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

اگر پاییدن را برای ایستادن و مقاومت کردن بگیریم در این صورت برگزیدن پایشمندی برای conservatism دور از ذهن نیست .و به راحتی محافظه کار را می توان پایشمند نام داد کسی که به پاییدن و مقاومت بر اصول پافشاری دارد . در این صورت لغت monitoring بی برابر می ماند که پهریستن را برایش نوآزمایی می کنند . هر دو واژه برای حفظ امانت داری و رعایت اخلاق از حیدری ملایری هستند .

شمس الحق نوشته:

دکتر جان شرمنده ام که روی فرمایش شما فضولی میکنم ، ولی پاییدن آن معنی که شما میفرمایی ندارد ، که مراقبت و مواظبت کردن است که فعل امری آن هم میشود بپا ! ممکن است آنچه مورد نظر شماست پایستن باشد به معنی پایدار ماندن و مقاومت کردن .

امین کیخا نوشته:

درود به شمس الحق نیکو رایم .

کانال رسمی گنجور در تلگرام