گنجور

غزل شمارهٔ ۵۳

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

یار ما را به هیچ برنگرفت

وانچه گفتیم هیچ درنگرفت

پردهٔ ما دریده گشت و هنوز

پرده از روی کار برنگرفت

درنیامد ز راه دیده به دل

تا دل از راه سینه برنگرفت

خدمت ما به جز هبا نشمرد

صحبت ما به جز هدر نگرفت

جز وفا سیرت دلم نگذاشت

جز جفا عادتی دگر نگرفت

هیچ روزی مرا به سر نامد

که دلم عشق او از سر نگرفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین ترکمن نژاد نوشته:

با سپاس بیکران از تارنماى ارزنده شما،

با توجه به وزن شعر، مصراع آخر میبایست “که دلم عشق او ز سر نگرفت” باشد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام