گنجور

غزل شمارهٔ ۴

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا

وی کرده دست عشق تو زیر و زبر مرا

از پای تا به سر همه عشقت شدم چنانک

در زیر پای عشق تو گم گشت سر مرا

گر بی‌تو خواب و خورد نباشد مرا رواست

خود بی‌تو در چه خور بود خواب و خور مرا

عمری کمان صبر همی داشتم به زه

آخر به تیر غمزه فکندی سپر مرا

باری به عمرها خبری یابمی ز تو

چون نیست در هوای تو از خود خبر مرا

در خون من مشو که نیاری به دست باز

گر جویی از زمانه به خون جگر مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

غلام‌رضای صفّار نوشته:

سلام. با تشکّر از زحمات شما. مصراع «خود بی‌تو در چه خور بود خواب و خور مرا» اشکالی وزنی هست. به احتمال قوی، به سیاق مصراع نخست، «خور» اوّل باید «خورد» باشد. نسخه‌ی چاپی در دست‌رسم نبود که ببینم، امّا باید به همین شکل باشد. بررسی فرمایید.

آناهیتا کرم نژاد نوشته:

ضمن عرض پوزش از محضر جناب آقای صفار . در خصوص واژه ی “خور” اول در مصرع دوم لارم به ذکر است که این واژه در این مصرع به معنی شایسته و درخور به کار رفته است و اگر “خورد” بیاید مفهوم مصراع تغییر می کند. به نظر می‌رسد همان خور دورست باشد.

محمدحسن سورانی نوشته:

سلام خسته نباشید
خانم کرم نژاددر مصراع دوم بیت سوم،«نبود»به جای «بود»صحیح است و در جمله ی شما«درست»به جای «دورست»
تقدیم به همه دوستان ادبیاتی

امین کیخا نوشته:

سمر به معنای افسانه باید از سمراد پارسی به همان معنا باشد .

کانال رسمی گنجور در تلگرام