گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

عشق تو دل را نکو پیرایه‌ایست

دیده را دیدار تو سرمایه‌ایست

تیر مژگان ترا خون ریختن

در طریق عشق کمتر پایه‌ایست

از وفا فرزند اندوه ترا

دل ز مادر مهربانتر دایه‌ایست

بنده گشت از بهر تو دل دیده را

گرچه دل را دیده بد همسایه‌ایست

زان مرا وصلت به دست هجر داد

کز پی هر آفتابی سایه‌ایست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

اندوه به پارسی فَرَم را هم دارد که فرمرست به معنی کسی که از اندوه لاغر شده است واژه ی زیبنده ای از آن است به کردی هم فرمیسک به معنای اشک شاید همریشه ی این واژه باشد . شاید برای کاشکسی فرمرست برابر خوبی باشد

کانال رسمی گنجور در تلگرام