گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

عشق تو از ملک جهان خوشترست

رنج تو از راحت جان خوشترست

خوشترم آن نیست که دل برده‌ای

دل در جان می‌زند آن خوشترست

من به کرانی شدم از دست هجر

پای ملامت به میان خوشترست

دل به بدی تن زده تا به شود

خوردن زهری به گمان خوشترست

وصل تو روزی نشد و روز شد

سود نه و مایه زیان خوشترست

عمر شد و عشوه به دستم بماند

دخل نه و خرج روان خوشترست

از پی دل جان به تو انداختیم

بر اثر تیر کمان خوشترست

کیسهٔ عمرم ز غمت شد تهی

بی‌رمه مرسوم شبان خوشترست

این همه هست و تو نه با انوری

وین همه در کار جهان خوشترست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

برای رمه گاهی فردوسی فسیله را بکار می برده است . که عربی است جالب اینکه به فارسی سیله یعنی رمه ! ولی اینکه کدام زبان از کدام گرفته درست نمی توانم بگویم .بهر سو افزودن یک لغت بر سر واژگان پارسی یک روش برای عربی کردن آنها بوده است مثلا نشاط که باید از شاد باشد و نیز نخوت که از خودی و منی کردن است . ( هر دو لغت از محمد مقدم هستند ) ولی درباره ی فسیله و سیله باید بیشتر سنجید و باریک بینی کرد .

امیر مهرابی نوشته:

وزن شعر مفتعلن مفتعلن فاعلن است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام