گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۳

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

باز آهنگ بلایی می‌کنی

قصد جان مبتلایی می‌کنی

با وفاداری که دربند تو شد

هر زمان قصد جفایی می‌کنی

کی شود واقف کسی بر طبع تو

زانکه طرفه شکلهایی می‌کنی

گه گهی گر می‌کنی ما را طلب

آن نه از دل از ریایی می‌کنی

کیمیای وصل تو ناید به دست

زانکه هر دم کیمیایی می‌کنی

هست هم چیزی درین زیر گلیم

یا مرا طال بقایی می‌کنی

گردی از عشاق کشتن شادمان

راست پنداری غزایی می‌کنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام