گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۲

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

ناز از اندازه بیرون می‌کنی

وز جگر خوردن دلم خون می‌کنی

هرچه من از سرکشی کم می‌کنم

در کله‌داری تو افزون می‌کنی

ماه رخسارت نه بس در میغ هجر

نیز با این جور گردون می‌کنی

چون به یک نوع از جفا تن دردهیم

تازه صد نوع دگرگون می‌کنی

اینت دستی کاندرین بازی تراست

نیک خار از پای بیرون می‌کنی

هر زمان گویی که من نیک آورم

این سخن باری بگو چون می‌کنی

در حساب انوری هرگز نبود

کز تو این آید که اکنون می‌کنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام