گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰۷

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

نام وصل اندر زبانی افکنی

تا دلم را در گمانی افکنی

راست چون جان بر میان بندد دلم

خویشتن را بر کرانی افکنی

از جهان آن دوست داری کاتشی

هر زمان اندر جهانی افکنی

چشمت اندر تیر بارانش افکند

زلف چون در حلق جانی افکنی

چون قرین شادیی خواهم شدن

بر سپهر غم قرانی افکنی

گر کنم در عمر دندانی سپید

در نواله‌ام استخوانی افکنی

پادشاهی در نکویی چت زیان

گر نظر بر پاسبانی افکنی

طالعی داری که خورشیدی شود

سایه گر بر آسمانی افکنی

هجر را گویی که کار انوری

بوک با نام و نشانی افکنی

با سروکاری چنینش درخورست

اینکه در پای چنانی افکنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام