گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

امید وصل تو کاری درازست

امید الحق نشیبی بی‌فرازست

طمع را بر تو دندان گرچه کندست

تمنا را زبان باری درازست

ره بیرون شد از عشقت ندانم

در هر دو جهان گویی فرازست

به غارت برد غمزه‌ت یک جهان جان

لبت را گو که آخر ترکتازست

در این ماتم‌سرا یعنی زمانه

بسا عید و عروسی کز تو بازست

نگویی کاین چنین عید و عروسی

طرب در روزه عشرت در نمازست

حدیث عافیت یکبارگی خود

چنان پوشیده شد گویی که آزست

نیاز ای انوری بس عرضه کردن

که معشوق از دو گیتی بی‌نیازست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

نشیب = نی + شیب / شیب رو به پایین
نهادن = نی + هادن / گذاشتن روی زمین

کانال رسمی گنجور در تلگرام