گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۶

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

تو گر دوست داری مرا ور نداری

منم همچنان بر سر دوستداری

به هر دست خواهی برون آی با من

ز تو دست‌برد و ز من بردباری

چه دارم ز عشق تو عمری گذشته

نیاری بدین خاصیت روزگاری

چو گویم که خوارم ز عشق تو گویی

هم از مادر عشق زادست خواری

من از کار تو دست باری بشستم

زهی پایداری زهی دست کاری

تو داری سر آن که در کار خویشم

ز پای اندر آری و سر درنیاری

دل آنجا نهادم که عهدی بکردی

به پای وفا بر کدام استواری

همان به که با خوی تو دل نبندم

که الحق چنین خوب خویی نداری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام