گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۰

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

عاشقی چیست مبتلا بودن

با غم و محنت آشنا بودن

سپر خنجر بلا گشتن

هدف ناوک قضا بودن

بند معشوق چون به بستت پای

از همه بندها جدا بودن

زیر بار بلای او همه عمر

چون سر زلف او دوتا بودن

آفتاب رخش چو رخ بنمود

پیش او ذرهٔ هوا بودن

به همه محنتی رضا دادن

وز همه دولتی جدا بودن

گر لگدکوب صد جفا باشی

همچنان بر سر وفا بودن

عشق اگر استخوانت آس کند

سنگ زیرین آسیا بودن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد نوشته:

رکن اول این شعر با فاعلاتن شروع میشه و اگه ابیاتی با هجای کوتاه شروع شده باز اصل وزن با فاعلاتنه
لطفا اصلاح کنید

کانال رسمی گنجور در تلگرام