گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۷

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

دلا در عاشقی جانی زیان‌گیر

وگرنه جای بازی نیست جان‌گیر

جهان عاشقی پایان ندارد

اگر جانت همی باید جهان‌گیر

مرا گویی چنین هم نیست آخر

چنان کت دل همی خواهد چنان‌گیر

من اینک در میان کارم ای دل

سر و کاری همی بینی کران‌گیر

در آن می‌زنی کز غم شوی خون

برو هم عافیت را آستان‌گیر

به بوی وصل خود رنگش نبینی

به حرمت جان هجران در میان‌گیر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام