گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۱

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

هیچ دانی که سر صحبت ما دارد یار

سر پیوند چو من باز فرود آرد یار

کاشکی هیچ‌کسی زو خبری می‌دهدی

تا از این واقعه خود هیچ خبر دارد یار

تو ببینی که مرا عشوه دهان خنداخند

سالها زار بگریاند و بگذارد یار

یارت ار جو کند خود چکند چون به عتاب

خون بریزد که همی موی نیازارد یار

انوری جان جهان گیر و کم انگار دلی

پیش از آن کت به همین روز کم انگارد یار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

واقعه می شود رخداد یا پیشامد یا رویداد
واقعه بد می شود دشامد

کانال رسمی گنجور در تلگرام