گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۲

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

یا وصل ترا عنایتی باید

یا هجر ترا نهایتی باید

صد سورهٔ هجر می‌فرو خوانی

در شان وصال آیتی باید

دل عمر به عشق می‌دهد رشوت

آخر ز تو در حمایتی باید

بوسی ندهی وگر طمع دارم

گویی به بها ولایتی باید

الحق به از این بها به نتوان جست

در هر کاری کفایتی باید

آخر ز تو در جهان پس از عمری

جز جور و جفا حکایتی باید

وانگه ز منت چه عیب می‌جویی

جز مهر و وفا شکایتی باید

در خون منی چرا نیندیشی

کین دل شده را جنایتی باید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

اگر پادافره به معنای کیفر باشد شاید آفرهیدن را بشود برای جنایت گذاشت به این ترتیب از بزیدن و گناهیدن جدا باشد

کانال رسمی گنجور در تلگرام