گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۰

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

گل رخسار تو چون دسته بستند

بهار و باغ در ماتم نشستند

صبا را پای در زلف تو بشکست

چو چین زلف تو بر هم شکستند

که خواهد رست از این آسیب فتنه

که نوک خار و برگ گل نرستند

کرا در باغ رخسارت بود راه

از آن دلها که در زلف تو بستند

که در هر گلستانش گاه و بی‌گاه

ز غمزه‌ت یک جهان ترکان مستند

چو در پیش لبت از بیم چشمت

همه خواهندگان لبها ببستند

منه بر کار این بیچارگان پای

چه خواهی کرد مشتی زیردستند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

مشتی یعنی تعدادی به لری قَری میگوییم یعنی شماری که باید از کارای باشد در پارسی های کهنتر به معنای گروه و لشگری مثلا کاراکاسی یعنی لشگر کاسی ها گروه کاسی ها . دانستن واژه ی چپیره هم اینجا خالی از لطف نیست .

چپیره / گروه انجمن
چپیرش / ازدحام
چپیریده / مزدحم
چپیرنده /ازدحام آور

کانال رسمی گنجور در تلگرام