گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۷

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

درد تو دلا نهان نماند

اندوه تو جاودان نماند

از عشق مشو چنین شکفته

کان روی نکو چنان نماند

آوازهٔ تو فرو نشیند

وز محنت تو نشان نماند

گر با همه کس چنین کند دل

یک دلشده در جهان نماند

از درد تو دل نماند و بیمست

کز بی‌رحمیت جان نماند

از کار جهان کرانه‌ای دل

کازار درین میان نماند

آن سود بسم که تو بمانی

بل تا همه سو زیان نماند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

از پیشوند فرو دو لغت زیبا ساخته اند

فروداشتن / to restrict
فروکاستن / to reduce

برای نمونه / پیشرانه ی خودروی …. برای نیروی ۲۸۰ اسب بخار فروداشته شده است .

کانال رسمی گنجور در تلگرام