گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۶

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

زلفت چو به دلبری درآمد

بس کس که ز جان و دل برآمد

هم رایت خوشدلی نگون شد

هم دولت بی‌غمی سر آمد

دل گم نشود در آنچنان زلف

کز فتنه جهان به هم برآمد

کاندیشه به حلقه‌ایش درشد

کم گشت و چو حلقه بر در آمد

چشم سیه سپید کارت

در کار چنان سیه‌گر آمد

کز کبر به دست التفاتش

پهلوی زمانه لاغر آمد

چنان حذر من از غم تو

آوخ که غم تو بهتر آمد

در موکب ترکتاز غمزه‌ت

بشکست در دل و درآمد

بی‌رنگ رخ تو چون برد حسن

ماه آمد و در برابر آمد

هر خط که خریطه‌دار او داشت

در حسن همه مزور آمد

حسن تو چو شعر انوری نیز

گویی به مزاج دیگر آمد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

نی در ابتدای نیگون و نگون و نیگونسار به معنای پایین است .( پهلوی )

امین کیخا نوشته:

مزاج به معنای سرشت است ولی سرشتن را برای ترکیب کردن هم بکار می بریم .پس سرشته به معنای مرکب است یک نیکویی که دارد این است به ساده هم هماوایی دارد .ساده و سرشته یعنی ساده و مرکب

کانال رسمی گنجور در تلگرام