گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۵

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

بدرود شب دوش که چون ماه برآمد

ناخوانده نگارم ز در حجره درآمد

زیر و زبر از غایت مستی و چو بنشست

مجلس همه از ولوله زیر و زبر آمد

نقلم همه شد شکر و بادام که آن بت

با چشم چو بادام و لب چون شکر آمد

زان قد چو شاخ سمن و روی چو گلبرگ

صد شاخ نشاطم چو درآمد به بر آمد

از خجلت رویش به دهان تیره فروشد

هر ماه که دوش از افق جام برآمد

بودیم به هم درشده با قامت موزون

وان قامت موزون ز قیامت بتر آمد

ما بی‌سر و سامان ز خرابی و زمانه

فریاد همی کرد که شبتان به سر آمد

شب روز شود بعد نسیم سحر و دوش

شد روز دلم شب چو نسیم سحر آمد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

زیر در اصل ز + ایر بوده است خود ایر و نیز ادر و نیز اندر و نیز under همه یعنی پایین که البته آخری انگلیسی است ولی همستاک با بقیه است .

آرواره هم در اصل ایرواره است یعنی از زیر به صورت آویخته است .

امین کیخا نوشته:

ولوله لغت زیبای خلالوش را هم دارد

شمس الحق نوشته:

درود بر تو دکتر کیخا ، حظ کردم! و بیشتر ، جمع حظ چه میشود ؟ حظوظ یا حظاظ ، هر دو ! و فارسیش چیست؟ کیف کردن چطور است .

امین کیخا نوشته:

شمس الحق نیکو رایم بزرگوارید . امیدوارم کام دلتان براورده شواد !

کانال رسمی گنجور در تلگرام