گنجور

غزل شمارهٔ ۱

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را

چو ما را یک نفس باشد نباشی یک نفس ما را

ز عشقت گرچه با دردیم و در هجرانت اندر غم

وز عشق تو نه بس باشد ز هجران تو بس ما را

کم از یک دم زدن ما را اگر در دیده خواب آید

غم عشقت بجنباند به گوش اندر جرس ما را

لبت چون چشمهٔ نوش است و ما اندر هوس مانده

که بر وصل لبت یک روز باشد دسترس ما را

به آب چشمهٔ حیوان حیاتی انوری را ده

که اندر آتش عشقت بکشتی زین هوس ما را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

آتش بجز آتر و آتور و آذر و … که همه شنیده اند یک لغت به اوستایی و سانسکریت هم دارد ignay به اوستایی یعنی آتش جالب است بدانید که ignition به انگلیسی با این ignay به اوستایی همریشه است و واژه ای آریایی کهن است پس برای ignition که امروز احتراق ترجمه می شود می توان نوشت ایگنیدن . در نسک های پهلوی برای سوزاندن در جایی آذربیز کردن را هم دیده ام که زیباست .

شمس الحق نوشته:

درست است دکتر کیخا ! بودت خجسته باد .
To ignite یعنی آتش زدن و آتش گرفتن ، دوستان قدر این دکترکیخا را بدانید که گنجینه ایست ، حقیر سر پیری شاگرد مدرسه شده ام و قلم بدست هرچه ایشان میفرماید را یاداشت میکنم .

کانال رسمی گنجور در تلگرام