گنجور

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » قصاید
 

زهی ز روی بزرگی خلاصهٔ دنیی

علو قدر تو برهان آسمان دعوی

به اهتمام تو دایم عمارت عالم

ز التفات تو خارج عداوت دنیی

تویی که مفتی کلک تو در شریعت ملک

به امر و نهی امور جهان دهد فتوی

تویی که منهی رای تو بی‌وسیلت وحی

ز گرم و سرد نهان قضا کند انهی

سپهر گفت به جاه از زمانه افزونی

به صدهزار زبان هم زمانه گفت آری

چو کان عریق بود گوهرش نفیس آید

شناسد آنکه تامل کند در این معنی

کدام گوهر و کان عریق‌تر که بود

گهر محمد مسعود و کان علی یحیی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام