گنجور

قصاید

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » قصاید
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع چین سر زلف تو رونق عنبر شکست مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ت» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | د | ر | ز | س | ش | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

قصیده شماره ۱ - در مدح علاء الدین ابوعلی الحسن الشریف: سپهر رفعت و کوه وقار و بحر سخا

قصیده شماره ۲ - در مدح امیر اجل ابو علی علاء الدین حسن: سپهر رفعت و کوه وقار و بحر سخا

قصیده شماره ۳ - در مدح شاهزاده عمادالدین: ای داده به دست هجر ما را

قصیده شماره ۴ - در مدح وزیر: ای قاعدهٔ تازه ز دست تو کرم را

قصیده شماره ۵ - در مدح امیر سید مجدالدین ابوطالب: زان پس که قضا شکل دگر کرد جهان را

قصیده شماره ۶ - در مدح عمادالدین فیروز شاه: باز این چه جوانی و جمالست جهان را

قصیده شماره ۷ - در مدح خواجه ناصرالدین طاهر: نصر فزاینده باد ناصر دین را

قصیده شماره ۸ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح: صبا به سبزه بیاراست دار دنیی را

ب

قصیده شماره ۹ - در مدح صاحب مجدالدین ابوالحسن عمرانی: اینکه می بینم به بیداریست یارب یا به خواب

قصیده شماره ۱۰ - در مدح ناصرالدین طاهر: چون وقت صبح چشم جهان سیر شد ز خواب

قصیده شماره ۱۱ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهر: گشت از دل من قرار غایب

قصیده شماره ۱۲: ای سخا را مسبب الاسباب

قصیده شماره ۱۳ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی: ای جهان عدل را انصاف تو مالک رقاب

قصیده شماره ۱۴ - در مدح ابوالمعالی مجدالدین بن احمد: ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب

قصیده شماره ۱۵ - در مدح خاقان اعظم کمال‌الدین: ای از رخت فکنده سپر ماه و آفتاب

ت

قصیده شماره ۱۶ - در مدح خاقان اعظم عمادالدین پیروزشاه: ای زمان شهریاری روزگارت

قصیده شماره ۱۷ - در مدح ضیاء الدین اکفی الکفاة مودودبن احمدالعصمی: آخر ای خاک خراسان داد یزدانت نجات

قصیده شماره ۱۸ - در مدح ناصرالملة والدین ابوالفتح طاهر: اگر محول حال جهانیان نه قضاست

قصیده شماره ۱۹ - در مرثیهٔ سیدالسادات مجدالدین ابی‌طالب‌بن نعمه: شهر پرفتنه و پر مشغله و پر غوغاست

قصیده شماره ۲۰ - در مدح سلطان سنجر: ملک مصونست و حصن ملک حصین است

قصیده شماره ۲۱ - در صفت خزان و مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر: روز می خوردن و شادی و نشاط و طربست

قصیده شماره ۲۲ - در مدح قاضی حمیدالدین بلخی: صدری که ازو دولت و دین جفت ثباتست

قصیده شماره ۲۳ - در مدح خاقان اعظم پیروزشاه: شاها زمانه بندهٔ درگاه جاه تست

قصیده شماره ۲۴ - در مدح مجدالدین محمدبن نصر احمد: گرچرخ را در این حرکت هیچ مقصدست

قصیده شماره ۲۵ - در مدح ملکان غور شهاب‌الدین و ناصرالدین حسن محمود: عرصهٔ مملکت غور چه نامحدودست

قصیده شماره ۲۶ - در مدح امام اجل عالم صفی‌الدین عمر گحجواری: زمانهٔ گذران بس حقیر و مختصرست

قصیده شماره ۲۷ - در مدح صاحب ناصرالدین و تهنیت منصب: منصب از منصبت رفیع‌ترست

قصیده شماره ۲۸ - در مدح صدر سعید خواجه سعدالدین اسعد و عرض اخلاص: منت از کردگار دادگرست

قصیده شماره ۲۹ - در مدح ناصرالدین طاهر و توصیف عمارت وی: می بیاور که جشن دستورست

قصیده شماره ۳۰ - ایضا در وصف عمارت ممدوح: یارب این بارگاه دستورست

قصیده شماره ۳۱ - در مدح دستور معظم ناصرالدین طاهربن المظفر گوید: ای ملک بهین رکن ترا کلک وزیرست

قصیده شماره ۳۲ - در مدح خاقان اعدل ابوالمظفر عمادالدین پیروز شاه: نوش لب لعل تو قیمت شکر شکست

قصیده شماره ۳۳ - در شکایت فلک و مدح صدر سعدالدین: تیر ستم فلک خدنگست

قصیده شماره ۳۴ - در مدح کمال‌الدین محمود خال: اگر در حیز گیتی کمالست

قصیده شماره ۳۵ - در مدح خاتون معظم صفوةالدین مریم گوید: هرچه زاب و آتش و خاک و هوای عالمست

قصیده شماره ۳۶ - در مدح جلال‌الدین احمد: ای ترک می بیار که عیدست و بهمنست

قصیده شماره ۳۷ - در وصف ربیع و مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی: روز عیش و طرب و بستانست

قصیده شماره ۳۸ - در مدح مودود شاه زنگی: بازآمد آنکه دولت و دین در پناه اوست

قصیده شماره ۳۹ - در مدح امیر نصیرالدین تاج‌الملوک ابوالفوارس: ملک هم بر ملک قرار گرفت

قصیده شماره ۴۰ - در مدح خاقان اعظم سلطان سنجر: ملک اکنون شرف و مرتبه و نام گرفت

قصیده شماره ۴۱ - در مدح ملک عادل یوسف: ملک یوسف ای حاتم طی غلامت

د

قصیده شماره ۴۲ - در مدح ملک‌الامرا طغرل تگین: طغرل تگین به تیغ جهان را نظام داد

قصیده شماره ۴۳ - در مدح صاحب صدر طاهربن مظفر: باغ سرمایهٔ دگر دارد

قصیده شماره ۴۴ - در مدح ملک بدرالدین سنقر: عید بر بدر دین مبارک باد

قصیده شماره ۴۵ - در مدح ابوالفتح ناصرالدین طاهر: آفرین بر حضرت دستور و بر دستور باد

قصیده شماره ۴۶ - در وصف عمارت ممدوح: این همایون مقصد دنیا و دین معمور باد

قصیده شماره ۴۷ - در مدح امیرالامرا عزالدین طغر لتگین: ایام زیر رایت رای امیر باد

قصیده شماره ۴۸ - در تهنیت نوروز و مدح عمادالدین پیروزشاه: خسروا روزت همه نوروز باد

قصیده شماره ۴۹ - در مدح علاء الدین: صاحبا عید بر تو خرم باد

قصیده شماره ۵۰ - در مدح سلطان‌الخواتین عصمةالدین مریم: هزار سال زیادت بقای خاتون باد

قصیده شماره ۵۱ - در مدح عمادالدین فیروز شاه امیر خراسان: خدایگانا سال نوت همایون باد

قصیده شماره ۵۲ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهر: صاحبا جنبشت همایون باد

قصیده شماره ۵۳ - در مدح سلطان سلیمان شاه: ملکا مملکت به کام تو باد

قصیده شماره ۵۴ - در مدح سلطان سنجر: خسروا بخت همنشین تو باد

قصیده شماره ۵۵ - در تهنیت عید و مدح پیروزشاه: ای عید دین و دولت عیدت خجسته باد

قصیده شماره ۵۶ - در مدح ابوالحسن مجدالدین علی عمرانی: اکنون که ماه روزه به نقصان در اوفتاد

قصیده شماره ۵۷ - در مدح ملک معظم پیروزشاه: ای به شاهی ز همه شاهان فرد

قصیده شماره ۵۸ - در تعریف قصر و عمارتی که ناصرالدین در باغ ساخته بود: ای نمودار سپهر لاجورد

قصیده شماره ۵۹ - در مدح سلطان سنجر: تا ملک جهان را مدار باشد

قصیده شماره ۶۰ - ایضا در مدح سلطان سنجر: گر دل و دست بحر و کان باشد

قصیده شماره ۶۱ - تقاضای تشریف از مخدوم: ای خداوندی که هرکه از طاعتت سربرکشد

قصیده شماره ۶۲ - در مدح جلال‌الوزراء احمدبن مخلص: خیزید که هنگام صبوح دگر آمد

قصیده شماره ۶۳ - در مدح اکفی الکفات امیر ضیاء الدین احمد عصمی: خدای جل جلاله ز من چنین داند

قصیده شماره ۶۴ - در مدح رکن‌الدین مفتی گفته در وقتی که حکیم با تاج عمزاد نزاع و دعوایی داشته و مایل بوده که آن مرافعه پیش او برند و تاج عمزاد به مفتی دیگر میل داشته است: در دین چو اعتصام به حبل متین کنند

قصیده شماره ۶۵ - در مدح امیر عزالدین طوطی بک: خراب کرد به یکبار بخل کشور جود

قصیده شماره ۶۶ - در مدح امیر علاء الدین محمد: هرکرا در دور گردون ذکر مقصد می‌رود

قصیده شماره ۶۷ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی: طبعم به عرضه کردن دریا و کان رسید

ر

قصیده شماره ۶۸ - در مدح نظام‌الملک صدرالدین محمد میراب مرو: شبی گذاشته‌ام دوش در غم دلبر

قصیده شماره ۶۹ - در مدح یکی از فرزندان نظام‌الملک است: ای به رفعت ز آسمان برتر

قصیده شماره ۷۰ - از زبان اهل خراسان به خاقان سمرقند رکن‌الدین قلج طمغاج خان پسرخواندهٔ سلطان سنجر: به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر

قصیده شماره ۷۱ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر: مست شبانه بودم افتاده بی‌خبر

قصیده شماره ۷۲ - در مدح میرآب مرو صاحب سعید صدر الدین نظام‌الملک: نماز شام چو کردم بسیج راه سفر

قصیده شماره ۷۳ - در صفت بغداد و مدح ملک الامرا قطب الدین مودود شاه: خوشا نواحی بغداد جای فضل و هنر

قصیده شماره ۷۴ - در مدح صاحب ناصرالدین نصرة الاسلام ابو المناقب: چو از دوران این نیلی دوایر

قصیده شماره ۷۵ - در مدح وزیر علاء الدین بوبویه: چو زیر مرکز چرخ مدور

قصیده شماره ۷۶: ای در ضمان عدل تو معمور بحر و بر

قصیده شماره ۷۷: زهی بقای تو دوران ملک را مفخر

قصیده شماره ۷۸ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی: دی چون بشکست شهنشاه فلک نوبت بار

قصیده شماره ۷۹ - در مدح امیرکبیر ضیاء الدین مودود احمد عصمی: دوش از درم درآمد سرمست و بی‌قرار

قصیده شماره ۸۰ - در مدح صدرالزمان علاء الدین محمود خراسانی: باد شبگیری نسیم آورد باز از جویبار

قصیده شماره ۸۱ - در مدح صاحب سعید جلال‌الوزرا عمربن مخلص: هندویی کز مژگان کرد مرا لاله قطار

قصیده شماره ۸۲ - در تهنیت عید و مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر: دی بامداد عید که بر صدر روزگار

قصیده شماره ۸۳ - در تعریف عمارت و مدح صاحب ناصرالدین طاهر: ای به خوبی و خرمی چو بهار

قصیده شماره ۸۴ - در مدح امیر ناصرالدین قتلغ شاه: شب و شمع و شکر و بوی گل و باد بهار

قصیده شماره ۸۵ - در مدح سلطان اعظم سنجر: آب چشمم گشت پر خون زاتش هجران یار

قصیده شماره ۸۶ - در مدح شمس‌الدین اغل بیک: دوش در هجر آن بت عیار

قصیده شماره ۸۷ - (گویا در ادامهٔ قصیدهٔ دی بامداد عید که بر صدر روزگار ...): کای کاینات رابه وجود تو افتخار

قصیده شماره ۸۸: ای روزگار دولت تو روز روزگار

قصیده شماره ۸۹ - در مدح خاقان اعظم پیروزشاه عادل: حبل متین ملک دو تا کرد روزگار

قصیده شماره ۹۰ - در مدح امیر اسفهسالار نصرةالدین تاج‌الملوک ابوالفوارس: ای در نبرد حیدر کرار روزگار

قصیده شماره ۹۱ - در مدح یکی دیگر از بزرگان: ای در هنر مقدم اعیان روزگار

قصیده شماره ۹۲ - در مدح دستور ناصرالدین طاهر: زهی دست وزارت از تو معمور

قصیده شماره ۹۳ - در مدح صدر اجل ضیاء الدین منصور: رییس مشرق و مغرب ضیاء الدین منصور

قصیده شماره ۹۴ - در مدح صاحب ناصرالملة والدین ابوالفتح طاهر: ای ز رای تو ملک و دین معمور

قصیده شماره ۹۵: بضیاء دولت و دین خواجهٔ جهان منصور

قصیده شماره ۹۶ - در مدح سلطان فیروز شاه: ای بهمت برتر از چرخ اثیر

قصیده شماره ۹۷ - در مدح امیر شمس‌الدین اغلبک: ای بهمت ورای چرخ اثیر

قصیده شماره ۹۸ - در صفت جشن و مدح صاحب ناصرالدین طاهربن مظفر هنگام معاودت به نیشابور: ابشروا یا اهل نیشابور اذا جاء البشیر

قصیده شماره ۹۹ - در مدح صدر معظم کمال‌الدین مسعود عارض: زهی ز بارگه ملک تو سفیر سفیر

قصیده شماره ۱۰۰ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر: ای به نسبت با تو هرچه اندر ضمیر آمد حقیر

قصیده شماره ۱۰۱ - در صفت معشوق و مدح امیر ضیاء الدین مودود احمد عصمی: بر من آمد خورشید نیکوان شبگیر

قصیده شماره ۱۰۲ - در مدح امیر فخرالدین محمد میر آب مرو: به فال نیک درآمد به شهر موکب میر

ز

قصیده شماره ۱۰۳ - در مدح و تهنیت خدام صاحب ناصرالدین طاهربن المظفر هنگام باز آمدن از زمین غور به جانب هراة: موکب عالی دستور جهان آمد باز

قصیده شماره ۱۰۴ - در عذر کم‌خدمتی ومدح امیر مودود احمد عصمی: زندگانی ولی نعمت من باد دراز

قصیده شماره ۱۰۵ - در مدح شمس‌الدین بهروز: ای بر اعدا و اولیا پیروز

س

قصیده شماره ۱۰۶ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی: چون مراد خویش را با ملک ری کردم قیاس

ش

قصیده شماره ۱۰۷ - در مدح ناصرالدین طاهربن مظفر: زهی دست تو بر سر آفرینش

قصیده شماره ۱۰۸ - در مدح امام بزرگ شیخ قطب الدین ابوالمظفر العبادی: ای شادی جان آفرینش

قصیده شماره ۱۰۹ - در مدح صفوةالدین مریم خاتون: ای نهان گشته در بزرگی خویش

ق

قصیده شماره ۱۱۰ - در مدح صاحب اوحدالدین اسحق: دوش سرمست آمدم به وثاق

قصیده شماره ۱۱۱ - در مناجات باری تعالی: مقدری نه به آلت به قدرت مطلق

ک

قصیده شماره ۱۱۲ - در مدح امیر اسفهسالار فخرالدین اینانج بلکا خاصبک: ای سپاهت را ظفر لشکرکش و نصرت یزک

قصیده شماره ۱۱۳ - در مدح جلال‌الدین محمد: ای گشته نوک کلک تو صورت‌نگار ملک

گ

قصیده شماره ۱۱۴ - در وصف کوشک صدر سعید ابوالحسن عمرانی: حبذا کارنامهٔ ارتنگ

ل

قصیده شماره ۱۱۵ - در مدح مخدرةالکبری عصمة الدین مریم خاتون: مرحبا موکب خاتون اجل

قصیده شماره ۱۱۶ - مدح شیخ امام جمال‌الاسلام: ای کرده درد عشق تو اشکم به خون بدل

قصیده شماره ۱۱۷ - در مدح ناصرالدین طاهر و وصف ربیع: جرم خورشید چو از حوت درآید به حمل

قصیده شماره ۱۱۸ - در مدح دستور نظام‌الملک صدرالدین محمد: به نیک طالع و فرخنده روز و فرخ فال

قصیده شماره ۱۱۹ - دشمنان از وی دروغی گفته بودند خلوص خود و عذر مخدوم را گوید: ای ترا کرده خداوند خدای متعال

قصیده شماره ۱۲۰ - در مدح کمال‌الدین ابی‌سعد مسعود بن احمدالمستوفی: خدای خواست که گیرد زمانه جاه و جلال

قصیده شماره ۱۲۱ - در مدح صدرالامم کمال‌الدین محمود: ای به هستی داده گیتی را کمال

قصیده شماره ۱۲۲ - در مدح ناصرالدین طاهر و تهنیت رمضان و تحویل حمل: سایه افکند مه روزه و روز تحویل

قصیده شماره ۱۲۳ - در مدح متمن الحضرة سعدالدین اسعد بن اسماعیل: مؤتمن اسعد بن اسماعیل

م

قصیده شماره ۱۲۴ - در مدح امیر ضیاء الدین مودود احمد عصمی و تهنیت او به تشریف سلطان: مبارک باد و میمون باد و خرم

قصیده شماره ۱۲۵ - در ستایش اسب صاحب ناصر الدین و تخلص به مدح او: ای زرین نعل آهنین سم

قصیده شماره ۱۲۶ - در مدح سلطان غیاث الدین ابوشجاع سلیمان شاه‌بن محمد: ای خنجر مظفر تو پشت ملک عالم

قصیده شماره ۱۲۷ - در مدح عمادالدین پیروزشاه و خواجه جلال‌الوزرا: ای رایت رفیعت بنیاد نظم عالم

قصیده شماره ۱۲۸ - در مدح مفخرالسادة مجدالدین ابوطالب نعمه: ای کلک تو پشت ملک عالم

قصیده شماره ۱۲۹ - در مدح رضیةالدین مریم: ای فخر همه نژاد آدم

قصیده شماره ۱۳۰ - در صفت افلاک و بروج و مدح ناصرالدین طاهربن المظفر: جرم خورشید دوش چون گه شام

قصیده شماره ۱۳۱ - در مدح ابوالمظفر ناصرالدین طاهربن مظفر: شرف گوهر اولاد نظام

قصیده شماره ۱۳۲ - در مدح صاحب نظام‌الدین محمد: ای گرفته عالم از عدلت نظام

قصیده شماره ۱۳۳ - در مدح ضیاء الدین مودودبن احمد عصمی: مملکت را به کلک داد نظام

قصیده شماره ۱۳۴ - در صفت افلاک و بروج و مدح صاحب ناصرالدین: دوش سلطان چرخ آینه فام

قصیده شماره ۱۳۵ - در مدح صاحب جلال‌الدین احمدبن مخلص: ای به استحقاق شاه شرق را قایم مقام

قصیده شماره ۱۳۶ - در تهنیت ماه رمضان و مدح مجد الدین ابوالحسن عمرانی: مرحبا نو شدن و آمدن عید صیام

قصیده شماره ۱۳۷ - قال فی‌التفاخر و شکایة الزمان: تا آمد از عدم به وجود اصل پیکرم

قصیده شماره ۱۳۸ - در شکر مجلس صاحب ناصرالدین: ای بارگاه صاحب عادل خود این منم

قصیده شماره ۱۳۹ - در صفت بارگاه ملک الوزرا مخلص‌الدین از زبان صفه: من که این صفهٔ همایونم

قصیده شماره ۱۴۰ - مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی: آفرین باد بر چو تو مخدوم

قصیده شماره ۱۴۱ - مدح صدر تاج‌الدین ابراهیم: اختیار ملوک هفت اقلیم

قصیده شماره ۱۴۲ - در مدح ابوالفتح طاهربن مظفر وزیر: به حکم دعوی زیج و گواهی تقویم

ن

قصیده شماره ۱۴۳ - در مدح سیداجل عمادالدین ابوالفضل طورانی: چو شاه زنگ برآورد لشکر از ممکن

قصیده شماره ۱۴۴ - در مدح امیر عادل ضیاء الدین مودود احمد عصمی: نماز شام چو خورشید گنبد گردان

قصیده شماره ۱۴۵ - چون صدراعظم مجدالدین ابوالحسن عمرانی از سمرقند بازآمد و سلطان تشریفش فرمود اعدا بر او افتریها کردند در دفع آن افتریها انوری این قصیده بگفت: سه ماهه فراقت بر اهل خراسان

قصیده شماره ۱۴۶ - در مدح یکی از امیران: چون شمع روز روشن از ایوان آسمان

قصیده شماره ۱۴۷ - مدح یکی از اقوام پادشاه کند: ای به نیک اختر شده هم سلف سلطان جهان

قصیده شماره ۱۴۸ - در مدح یکی از بزرگان: ای ز کلک توراست کار جهان

قصیده شماره ۱۴۹ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی: درآمد موکب عید همایون

قصیده شماره ۱۵۰ - در مدح فیروزشاه گفته و التزام آنچه حضرت سلیمان داشته از مراتب جاه و نعمت نموده: کو آصف جم گو بیا ببین

قصیده شماره ۱۵۱ - در مدح فخرالسادات مجدالدین ابوطالب نعمه: آیت مجد آیتی است مبین

قصیده شماره ۱۵۲ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی: ای جهان را جمال و جاه تو زین

قصیده شماره ۱۵۳ - فخرالدین خالد قطعه‌ای به مطلع زیر به انوری نوشته و او را مدح گفته انوری در جواب فخرالدین قصیدهٔ ذیل را گفته و پسر او را که طفل بوده ستوده: و علیک السلام فخر الدین

قصیده شماره ۱۵۴ - مدح ملک‌الاسخیا ابوالمفاخر امیر فخرالدین: افتخار زمان و فخر زمین

قصیده شماره ۱۵۵ - در مدح جلال‌الوزرا مجدالدین علی: ای جهان خاتم جان‌بخش ترا زیر نگین

قصیده شماره ۱۵۶ - در مدح ناصرالدین طاهربن مظفر: صاحب روزگار و صدر زمین

قصیده شماره ۱۵۷ - در مدح ملک عضدالدین طغرل تکین: ای جهان را ایمنی از دولت طغرلتکین

قصیده شماره ۱۵۸ - در مدح امیر طغرل تکین: از در شاهی در طغرل تکین

و

قصیده شماره ۱۵۹ - در مدح ملک معظم عمادالدین فیروزشاه: ای باد خاک مرکب گردون شتاب تو

قصیده شماره ۱۶۰ - در مدح امیر اسفهسالار فخرالدین اینانج بلکا خاصبک: ای فخر کرده دین خدای از مکان تو

قصیده شماره ۱۶۱ - در مدح پیروزشاه عادل: ای شمس دین و شمس فلک آسمان تو

ه

قصیده شماره ۱۶۲ - در مدح ضیاء الدین مودود احمد عصمی بعد از حبس: سپاس ایزد کاندر ضمان دولت و جاه

قصیده شماره ۱۶۳ - در مدح ملک‌العادل ابوالفتح ملکشاه: آمد به سلامت بر من ترک من از راه

قصیده شماره ۱۶۴ - مدح کمال‌الدین ابوالمحاسن نصر: کمال کل ممالک جمال حضرت شاه

قصیده شماره ۱۶۵ - در مدح صدر کمال‌الدین محمد: جلال صدر وزارت جمال حضرت شاه

قصیده شماره ۱۶۶ - در مدح فیروزشاه عادل و وصف الحال رفتن به ترمد و ستایش سلطان‌السادة سید ترمد: حبذا بخت مساعد که سوی حضرت شاه

قصیده شماره ۱۶۷ - در مدح صدراعظم زین‌الدین عبد الله و شکر صحت یافتن او از بیماری: از محاق قضا برون شد ماه

قصیده شماره ۱۶۸ - در مدح امیر علاء الدین اسحاق: خاص سلطان علاء دین اله

قصیده شماره ۱۶۹ - در تهنیت عید و مدح صاحب ناصرالدین طاهر: ای سراپردهٔ سپید و سیاه

قصیده شماره ۱۷۰ - مدح سلطان سنجر: ای ممالک را مبارک پادشاه

قصیده شماره ۱۷۱ - در مدح سیدةالخواتین عصمة الدنیا والدین ترکان خاتون: ای به گوهر تا به آدم پادشاه

قصیده شماره ۱۷۲ - مدح خاقان‌المعظم طفقاج خان: شاها صبوح فتح و ظفر کن شراب خواه

قصیده شماره ۱۷۳ - از دوستی قدری ارزن برای فاخته خواسته: ای همای همتت سر بر سپهر افراخته

قصیده شماره ۱۷۴ - مدح سلطان سنجر انارالله برهانه: ای جهان را عدل تو آراسته

قصیده شماره ۱۷۵ - در مدح سلطان سنجر: ای نهال مملکت از عدل تو بر یافته

قصیده شماره ۱۷۶ - مدح سلطان سعید سنجربن ملکشاه: ای ز یزدان تا ابد ملک سلیمان یافته

قصیده شماره ۱۷۷: زهی کارت از چرخ بالا گرفته

قصیده شماره ۱۷۸ - در مدح عمادالدین فیروز شاه عادل: ای تیغ تو ملک عجم گرفته

قصیده شماره ۱۷۹ - در مدح ملک معظم فیروشاه عادل: زهی ز عدل تو خلق خدای آسوده

قصیده شماره ۱۸۰ - در مدح صاحب جلال الدین احمد مخلص: ای رایت دولت ز تو بر چرخ رسیده

ی

قصیده شماره ۱۸۱ - در مدح امیر اجل فخرالدین ابوالمفاخر معروف به آبی: دو عیدست ما را ز روی دو معنی

قصیده شماره ۱۸۲ - در مدح سیدالسادات جعفر علوی: ای به درگاه تو بر قصه‌رسان صاحب ری

قصیده شماره ۱۸۳: زهی ز روی بزرگی خلاصهٔ دنیی

قصیده شماره ۱۸۴ - در صفت قصر و باغ منصوریه و مدح ناصرالدین طاهر: ویحک ای صورت منصوریه باغی و سرای

قصیده شماره ۱۸۵ - در مدح فخرالسادة مجدالدین ابوطالب نعمه: آخر ای قوم نه از بهر من از بهر خدای

قصیده شماره ۱۸۶ - در تهنیت عید و مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی: جشن عید اندرین همایون جای

قصیده شماره ۱۸۷ - مدح ابوالمفاخر امیر فخرالدین میرآب مرو معروف به آبی: ای قبلهٔ کوی خاکی و آبی

قصیده شماره ۱۸۸ - در مذمت شعر و شاعری و فضیلت علم و حکمت: ای برادر بشنوی رمزی ز شعر و شاعری

قصیده شماره ۱۸۹ - در مدح دستور جلال‌الدین عمر: ای چو عقل اول از آلایش نقصان بری

قصیده شماره ۱۹۰ - در مدح صدر معظم فخرالدین محمدبن ابراهیم سری: حکم یزدان اقتضا آن کرده بودست از سری

قصیده شماره ۱۹۱ - در صفت بزم و مدح ملک اعظم عماد الدین فیروزشاه و دستور بزرگ: حبذا بزمی کزو هردم دگرگون زیوری

قصیده شماره ۱۹۲ - مدح خاقان اعظم رکن‌الدین قلج طفغاج خان: ای ترا گشته مسخر حشم دیو و پری

قصیده شماره ۱۹۳ - سوگندنامه‌ای که انوری در نفی هجو قبة اسلام بلخ گفته و اکابر بلخ را مدح کرده: ای مسلمانان فغان از دور چرخ چنبری

قصیده شماره ۱۹۴ - در مدح صدر اجل خواجه مجیرالدین محمد: زهی کلک تو اندر چشم دولت کحل بیداری

قصیده شماره ۱۹۵ - در مدح سلطان اعظم سنجربن ملکشاه: ای ز تیغ تو در سرافرازی

قصیده شماره ۱۹۶ - در مدح ناصرالدین طوطی‌بک: ای رفته به فرخی و فیروزی

قصیده شماره ۱۹۷: ای کرده ز تیغت فلک تحاشی

قصیده شماره ۱۹۸ - مدح ناصرالدین طوطی‌بیک و عضدالدین کندکز: یافت احوال جهان رونق جاویدانی

قصیده شماره ۱۹۹ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی: دلم ای دوست تو داری دانی

قصیده شماره ۲۰۰ - در مدح مجدالدین ابوالحسن‌العمرانی اذا شرفه السطان بالتشریف: اختیار سکندر ثانی

قصیده شماره ۲۰۱ - در مدح صدر کمال‌الدین عارض: ای عاقلهٔ چرخ به نام تو مباهی

قصیده شماره ۲۰۲ - در عذر نارفتن عیادت و مدح صدر معظم مجدالدین ابوالحسن عمرانی: ای بر سر کتاب ترا منصب شاهی

قصیده شماره ۲۰۳ - در مدح عمادالدین پیروزشاه عادل: زهی بگرفته از مه تا به ماهی

قصیده شماره ۲۰۴ - در مدح عمادالدین پیروزشاه عادل: ای برده ز شاهان سبق شاهی

قصیده شماره ۲۰۵ - در مدح سید سادات: با خاک در تو آشنایی

قصیده شماره ۲۰۶ - در مدح عزیزالدین طغرائی: خرد را دوش می‌گفتم که ای اکسیر دانایی

قصیده شماره ۲۰۷ - در مدح سلیمان شاه: ای ملک ترا عرصهٔ عالم سرکویی

قصیده شماره ۲۰۸: ای خداوندی که مقصود بنی‌آدم تویی