رباعی شمارهٔ ۵۳
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست ز هر چه نیست نقصان و شکست
انگار که هر چه هست در عالم نیست
پندار که هر چه نیست در عالم هست
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست ز هر چه نیست نقصان و شکست
انگار که هر چه هست در عالم نیست
پندار که هر چه نیست در عالم هست
با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
هوشنگ نوشته:
آیا این رباعی از خیام نیست؟
حمیدرضا نوشته:
@هوشنگ:
به خیام بیشتر منتسب شده. ابوسعید از آن شاعرانی است که برخی معتقدند حتی یک بیت شعر هم نگفته و تمامی اشعار منتسب به او از آن دیگران است.
فرشید نوشته:
میشه از دوستان خواهش کنم که اگر مطلبی رو بیان میکنند، سند و یا هرگونه مدرکی که دارند رو هم در میون بگذارن
حمیدرضا نوشته:
@فرشید:
اگر منظورتان قضیه شک در شاعر بودن ابوسعید است میتوانید این مطلب را ببینید:
http://www.aftab.ir/articles/art_culture/literature_verse/c5c1231758764_sheykh_abu_saeed_abolkheyr_p1.php
اسد نوشته:
اینکه ابوسعید شاعر بوده یا نه به تاریخ ادبیات ذبیح الله صفا مراجعه شود.بعید است که دانشمندی چون او که مجلس سماع داشته و در آن شعر خوانده میشده خود شعر نگوید.این رباعی بشکل زیر درست تر است:
چون نیست زهرچه نیست جز باد بدست
چون هست بهر چه هست نقصان و شکست
انگار که هرچه نیست در عالم نیست
پندار که هرچه هست در عالم هست