گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علیرضا ریاحی نوشته:

چرا به امام هشتم(ع) «قبله هفتم» می‌گویند؟
مدرس خاتون‌آبادی اصفهانی مؤلف کتاب «جنات الخلود» (تألیف شده در سال ۱۱۲۵ هجری) که از علمای برجسته عصر صفوی به شمار می‌رود، ‌در این باره می‌نویسد: حضرت علی‌بن موسی الرضا(ع) را بدین لحاظ قبله هفتم می‌گویند که مردم در روی زمین به هفت موضع توجه دارند یا هفت موضع از زمین، قبله‌گاه مسلمانان است:
۱/ مکه معظمه
۲/ مدینه منوره
۳/ نجف اشرف
۴/ کربلای معلی
۵/ مقابر قریش یعنی قبور کاظمین علیهما السلام
۶/ سامرا
۷/ مشهدالرضا(ع).
بدین جهت آن بزرگوار را قبله هفتم می‌نامند.

برخی از این نکته استفاده می‌کنند و می‌گویند شاید ثواب زیارت امام رضا(ع) با این هفت موضع برابر باشد، زیرا شیعیانی که به امامت امام رضا(ع) قائل هستند، امامتشان کامل است. برای اینکه بعد از آن حضرت فرقه دیگری در تشیع به وجود نیامد.

وجه تسمیه دیگری که برای اطلاق قید «قبله هفتم» برای حضرت رضا(ع) بیان می‌شود، این است: روزی امام موسی‌بن جعفر(ع) در برابر فرزندان خود موقع نماز فرمودند: باید فرزندم علی برای اقامه نماز جماعت باشد تا من به او اقتدا کنم. بنابراین، حضرت رضا(ع) امام جماعت شدند و از آنجا، حضرت را به قبله هفتم (یعنی قبله امام هفتم) ملقب می‌کردند.
حجت‌الاسلام فاضل بسطامی در کتاب «تحفه الرضویه» در این باره می‌نویسد: احتمالاً امام کاظم(ع) می‌‌خواستند به فرزندان و خویشان بفهمانند که امام بعد از ایشان، «علی‌بن موسی» است.

تضمینی نوشته:

قبله گفتن برای احترام است چنانکه همین حالا در پاکستان هم رواج دارد. تهرانی های عزیز هم گاهی به حضرت شاه عبدالعظیم می گویند قبله ی تهران.
البته اگر وهابی ها بگذارند این گونه تعابیر احترام انگیز را به کار ببریم و شریعتی وار نگویند اینها از غلو عصر صفوی است. ابوسعید ۴۰۰ سال قبل از صفویه بوده.
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

سید نوشته:

جالبه از خدا دستگیری نمی خواهد ، از قبله ی هفتم و امام هشتم کمک می طلبد

تضمینی نوشته:

سید(!) جان
اولا: اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند. نفرمود که از خدا کمک نخواه.
در ثانی: سیره و منش انبیای حقیقی الهی، بر واسطه قرار دادن مقربان بوده.
یا حق

سید نوشته:

آقا / خانم تضمینی
مگر من نوشتم نفی ماعدا می کند ؟
آیا من نوشتم ، او گفته از خدا کمک نخواه؟
جلو اسم من یک علامت تعجب برای چیست ؟
نه به آن جان نوشتن ، نه به آن علامت
آیا مثالی داری در این گفته : ”سیره و منش انبیای حقیقی الهی، بر واسطه قرار دادن مقربان بوده“.
کدام پیامبر ، مقربی را واسطه قرار داده ؟
تا به حال شنیده ای که پیامبر اسلام مثلاً حسین بصری را نزد خدا واسطه قرار داده باشد یا علی بن ابیطالب را ؟
یک سؤال ، آیا شما در حوزه درس خوانده ای؟
از مغلطه ها و از ناهنجاری های سخن شما چنین بر می آید

همیشه بیدار نوشته:

انبیا و اولیای الهی نیز به مانند انسان‌های دیگر، نیاز به توسل پیدا می‌کردند و مواردی نیز از توسلات آنها در روایات، ذکر شده است.
به عنوان مثال امام صادق(ع) می‌فرمایند: یک یهودی به خدمت پیامبر آمد … و خطاب به پیامبر گفت: شما برتر هستید یا حضرت موسی بن عمران که خداوند با او صحبت کرد، بر او تورات را نازل کرد، معجزه عصا را به او داد، دریا را بر او گشود و … پیامبر در حالی که از بیان مستقیم برتری خود، اکراه داشت، فرمود: همانا حضرت آدم (ع) زمان که آن اشتباه را انجام داد این‌گونه توبه کرد: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا غَفَرْتَ لِی». سپس خداوند او را بخشید. همانا نوح زمانی که سوار بر کشتی بود و ترسید که غرق شوند، فرمود: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَنْجَیْتَنِی مِنَ الْغَرَقِ پس خداوند آنها را نجات داد و همانا ابراهیم زمانی که در آتش افتاد فرمود: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَنْجَیْتَنِی مِنْهَا، پس خداوند آتش را بر او سرد کرده و او به سلامت از آن‌جا رهایی یافت. و زمانی که موسی عصا را انداخت … فرمود: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَمَّنْتَنِی خداوند فرمود: نترس … ». این روایت به صراحت تمام نشان می‌دهد که توسل به معنای رایج در میان انبیای الاهی شایع بوده است.

سید نوشته:

تا دل به ناروای اراجیف بسته ایم
بر سفره ی دروغ چومهمان نشسته ایم
دیریست در میانه ی گلهای لاله زار
جان از صدا و همهمه ی زاغ ، خسته ایم
الماس عشق بر سر سندان سوگ وار
با پتک وهم و جهل چه رسوا شکسته ایم
مابا حدیث رنگ چنین بارور شدیم
عمری به شوره زار خرافات رُسته ایم

همیشه بیدار نوشته:

خیلی آسان است که هر جا کم میآورید بگویید: اراجیف و خرافات

ناشناس نوشته:

من جواب می دم
“آیا من نوشتم ، او گفته از خدا کمک نخواه؟”
این چیه سید؟:
جالبه از خدا دستگیری نمی خواهد.

ناشناس نوشته:

همیشه بیدار
تشکر از کامنت های شما.
ایشاء الله از دست ساقی کوثر توی بهشت سیراب بشی.

ناشناس نوشته:

شعر سید؟ رنگ و بوی اشعار ل-ی-ا-م رو میده. نکنه خودش باشه. حیف از تلف کردن استعداد تو مسیر تاریک.

کمال داودوند نوشته:

۷۰۰۷

کانال رسمی گنجور در تلگرام