گنجور

رباعی شمارهٔ ۲

 
ابوسعید ابوالخیر
ابوسعید ابوالخیر » رباعیات
 

یا رب به محمد و علی و زهرا

یا رب به حسین و حسن و آل‌عبا

کز لطف برآر حاجتم در دو سرا

بی‌منت خلق یا علی الاعلا

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

Baghaei نوشته:

تصور عمومی این است که ابوسعید رحمه الله علیه از اهل تسنن بوده است، حال هرچند در این ابیات مطلبی خلاف مذهب وی دیده نمی شود ، اما توسل به این بزرگواران - آن هم در این حد - جالب و تا حدودی بحث برانگیز می نماید. والله العالم.

علی نوشته:

در متن عرفا به صورت صریح من از اهل بیت مدحی نشنیده ام .حتی حضرت رسول در لفافه و کنایه از او نام برده می شود مثل حافظ

شجاع الدین نوشته:

این قطعا مال ابوسعید نمیتونه باشه یه مغرض بهش چسبوندتش.

سپیده نوشته:

در اون زمان ها کسی نمیگفته که من شیعه هستم اما به نظر من ایشان غیر مستقیم شیعه بودنشون رو اعلام کردند

Anne نوشته:

در هر صورت شیعه اون زمان با شیعه الان فرق میکرد

محمد نوشته:

سپیده خانوم الان ایشون “غیر مستقیم” شیعه بودنشون رو اعلام کردن به نظر شما؟؟

mArI نوشته:

پاسخ ب علی:ولی من دیدم:مثلا:حضرت عطار در اسرار نامه-حضرت مولانا در مثنوی معنوی

پاسخ ب شجاع الدین:مغـــــرض؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

پاسخ ب سپیده و Baghaei:دوستان میتونید ب کتاب اسرار نامه مراجعه کنید ک حضرت عطار بعد از منقبت ۴ یار پیامبر اینو گفتن ک هدف انسان باید خدا باشه تا کی میخواین خودتونو سرگرم این حرفا کنید؟ی تیکه هاییش ک یادمه مینویسم براتون:
ز نادانی دلی پر زرق و پر مکر گرفتار علی گشتی و بوبکر
گهی این یک بود نزد تو مقبول گهی آن دیگری از کار معزول
گر این یک به گر ان دیگر ترا چه؟ چو تو چون حلقه ی بر در ترا چ؟
یقین دانم ک فردا پیش حلقه یکی گردند هفتاد و دو فرقه
خلاصه آخرش میفرمایند ک اینقدر سرگرم این حرفا شدی ک ندانم تا خدا ریا کی پرستی

البته اگه کسی نگه این کار عطار نیست و در واقع اگر هم بگه باکی نیست چون مهم نیست کی این حرفو زده مهم اینه ک یه حقیقته.ب هر حال هیچکدوم از این بزرگان و در واقع هیچ انسانی ب انکار یا تایید کسی احتیاج نداره.والله اعلم

mArI نوشته:

*خدا را

mArI نوشته:

الا یـا در تعصـب جــانت رفتــــــه

گنـــاه خلـــق بـا دیــوانت رفتــــه

ز نادانــی دلـی پر زرق و پر مـکــر

گـرفتــار علــی گشــتی و بوبکـــر

گهی این یک بود نزد تو مقبــــول

گهـی آن یک شود از کار معـزول

گرین یک به گر آن دیگـر ترا چه

چـو تو چون حلقـه بر در ترا چـه؟

همـه عمــرت درین محنت نشستی

نـدانـم تا خــدا را کـی پرســــتی؟

ترا چنــد از هــوا راه خـدا گیـــــر

خـدایت گر از این پرسـد مـرا گیر

یقین دارم که فــردا پیش حلقـــــه

یکـی گردنـد هفـــتاد و دو فرقــه

چه‌گویم جمله گر زشت ار نکویند

چو نیکـو بنگـری جویان اوینــــد

خدایا نفس سرکش را زبـــون کن

فضـــولی از دمـاغ مـ‌ـا بــرون کـن

دل ما را به خــود مشغـول گــردان

تعصب جـوی را معــزول گــردان

اینم ب صورت کامل

احمد نوشته:

این رباعی را هر شاعری که سروده باشد نشان از روح بلند و درک حقیقت او از آفرینش دارد که همانا بیان حق و دفاع از آن می باشد . ولی این که Mari این شعر رو نوشتند به ما بگن پس حق و باطل رو با چه ملاکی می تونید از هم تشخیص بدید ؟؟؟ اگر بخواهیم از دید شما و دیگران خدارو پرستش کنیم بی نهایت خدا داریم … لذا کسانی آمدند تا خدای واقعی و راه حق رو به ما نشان دهند که سلسه جنبان این راه کسی جز علی ابن ابیطالب نمی تواند باشد چرا که حضرت رسول ص پیامبر خوبی ها فرمودند : عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ یَدُورُ حَیْثُمَا دَارَ و همچنین بزرگترین منکر همان کسانی هستند که در مقابل او بودند تا نور حق را خاموش کنند .

ویرایش جدید ساغر