گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کمال نوشته:

ایول
جمع این رباعی: ۶۰۸۴

نادر.. نوشته:

می خواهم آب شوم در گستره ی افق
آنجا که دریا به آخر می رسد
و آسمان آغاز می شود
می خواهم با هر آنچه مرا در بر گرفته یکی شوم ..
“مارگوت بیکل”
آن تیزبینی که آموختنی نیست و فنایش نام نهاده اند و چه لذت سرشاریست در آن .. که بقا معنایی حقیقی می یابد که هر “لحظه” زاده میشویم از لحظه ی قبل …

نادر.. نوشته:

تجلّی، برقی است که چون تابان گردد، عاشق از تابشِ آن ناتوان گردد؛ خواهد که همگی جان گردد و مرد در آن میان نهان گردد .. تجلی ناگاه آید، اما بر دلِ آگاه آید. هر که را خبر بیش، تجلی را در وی اثر بیش .. تجلی صفات، عاشق را مست کند و تجلی ذات، عاشق را پست کند؛ تجلی صفات وی را نیست کند و تجلی ذات وی را هست کند ..
مشاهده، نهالِ حقایقِ یقین است که بیرون از تعلیم و تلقین است.. هر که آن جمال دید، پس از آن از دل و جان و مال ببرید؛ نثارِ جمالِ دوست، جز جان نباشد و دوست به جان گران نباشد؛ و هر کس را که این مکان نباشد، پس او را کی جان باشد؟ ..
“خواجه عبدالله انصاری”

مهناز ، س نوشته:

انسان آرزو دارد جاویدان بماند ، آرزو نیز عیب نیست ، در خیال می بافد ، آرزو دارد برین خیال واقعیتی مترتب شود ، دنیایی دیگر می خواهد تا درین زندگی آسوده خاطر باشد ، بهشتی می آفریند مطابق نهایت آمالش ، به خویش نوید زندگی بعد از مرگ می دهد ، دروغ و راست را در هم می آمیزد تا مرهمی بر درد مرگ بگذارد .
وچه ازین لذت بیش که در خیال خوش باشد .
،،
عقل را در بند کردی قفل و زنجیریش مکن
با گمان و وهم خود بی پایه تدبیرش مکن.
مانا بوید

نادر.. نوشته:

مهناز،س عزیز
بسیار زیبا می اندیشید..
من نیز زمانی اینگونه می پنداشتم، اما اکنون نه ..
نکته اینجاست که با حضور و تایید عقل، “راه” را مقصد می دانم و البته بی پایان… همگی در راهیم دوست من..

مهناز ، س نوشته:

آقا نادر.. گرامی
توسن شما دو تگ می رود و خرِ ما پای در گل
من نیز از پس راه شما می آیم
،،،،
خنگ ما جانا ، درین ره بس که لنگان می رود
اشکِ بی تابی دمادم سوی دامان می رود
راهتان هموار
مانا باشید

نادر.. نوشته:

دوست گرانقدر،
نشان بزرگی شما فروتنی است
و چه زیباست که همه در یک راهیم..

ایستاده‌ی ابدی باش
تا سفرِ بی‌انجامِ ستارگان بر تو گذر کند،
که زمین
از اینگونه حقارت‌بار نمی‌مانْد،
اگر آدمی
به هنگام،
دیده‌ی حیرت می‌گشود ..
“احمد شاملو”

کانال رسمی گنجور در تلگرام