گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

شعر معنی بسیار عمیقی دارد.

شمس الحق نوشته:

نه چندان عمیق جناب Anonymous !
واسطه در اینجا بمعنی علت و سبب آمده و ابوالخیر هم مثل بسیاری دیگر از عرفا در خیال خود مکالمه ای با خدایتعالی ترتیب داده است تا از او سبب جدایی و فراق را بپرسد و سخنی تکراری را مکرر بفرماید آنهم از قول خداوند که من آنچنان به تو نزدیکم که مرا نبینی . همچون چشم توام و جان توام که دیدنی نیست .
حقیر قصد جسارت و دخالت در امور شخصیه حضرتعالی ندارد و شما هرطور که مایلید عمل کنید ، اما بنظرم آمد که صرف آنکه بفرمایید فلان شعر چه عمیق و پیچیده است دردی دوا نمیکند و بالعکس جوانان با این تصور که معنی بسیار عمیق شعر را نخواهند فهمید ، دست از تکاپو و جستجو خواهند شست و در این میان ای بسا که ذوق و حتی نبوغ برخی سرکوب شود . ارادتمند .

ناشناس نوشته:

جدای بحث عمیق و یا سطحی بودن شعر، نکته نظر بنده رو جلب کرد و آن اشاره زیبای جناب ابوسعید به هجران است.
هجران همیشه هست
و فقط روح انسان است که لاینفک است.
آن هم خداست.
انسان هرگز از خدای خویش جدا نخواهد شد. هرچند او را بپرستد یا نه ولی تنها موجودی که طعم هجران خویش را به کام انسان نمی نشاند همین خداست.

روفیا نوشته:

شیخ محمود شبستری در گلشن راز توضیح جالبی در این باره دارد :
زهی نادان که او خورشید تابان
به نور شمع جوید در بیابان
همه عالم به نور اوست پیدا
کجا او گردد از عالم هویدا
اگر در تاریکی به سر می بریم نور شمع واسطه خوبی برای دیدن است .
ولی اگر در روشنایی باشیم استفاده از شمع برای دیدن نور احمقانه است .
چون شمع خودش نورش را از خورشید وام دارست .
پیش ان خورشی کو بس روشن است
در حقیقت هر دلیلی رهزن است
استفاده از هر واسطه ای برای اثبات وجود خدا فقط ما را از او دور می کند .
چون وجود او را میشود حس کرد .

شجاع الدین شقاقی نوشته:

منم و شاهد ِ من

در درون ِ جان و جانانیّ و جانم داده ای
میهمان ِ جانی و دانم که آنم داده ای

حاضر و هم ناظری بر سفره ی جان و دلم
شاهد ِ خوانی مرا از هر چه خواهم داده ای

کمال نوشته:

جمع آن: ۴۵۳۰

کانال رسمی گنجور در تلگرام